گنجور

مولوی » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۳۸۷

 

از بسکه فساد و ابلهی زاد از مندر عمر کسی نگشت دلشاد از من
من طالب داد و جمله بیداد از منفریاد من از جمله و فریاد از من


متن کامل شعر را ببینید ...

مولوی
 

مولوی » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۴۰۲

 

ای داد که هست جمله بیدار از منای من که هزار آه و فریاد از من
چو ذلک ما قدمت ایدیکم گفتناشاد شبی که اصل غم زاد از من


متن کامل شعر را ببینید ...

مولوی
 

عطار » مختارنامه » باب سی‏ام: در فراغت نمودن از معشوق » شمارهٔ ۸

 

چون یار نمیکند همی یاد از من

برخاست چو زیرِ چنگ فریاد از من

مشکل کاری که اوفتادست مرا

من بندهٔ یار و یار آزاد از من


متن کامل شعر را ببینید ...

عطار
 

سنایی » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۳۱۶

 

اکنون که ستد هوای تو داد از من
گر جان بدهم نیایدت یاد از من
مسکین من مستمند کاندر غم تو
می‌سوزم و تو فارغ و آزاد از من


متن کامل شعر را ببینید ...

سنایی