گنجور

سنایی » دیوان اشعار » قصاید و قطعات » شمارهٔ ۱۷۹ - از زبان تیر خراس

 

ای لاف زنی که هر کجا هستیقصه ز روزن و سرای آری
تا کی سوی من نه از ره غیرتاز بهر نظاره روی و رای آری
پندی بشنو که تا چو مخدومممختار شوی گر آن بجای آری
شو راستیی چو من به دست آورتا چرخ چو من به زیر پای آری
برهٔ بریان هر جا که بود چاکر تستطبق […]


متن کامل شعر را ببینید ...

سنایی
 

منوچهری » دیوان اشعار » قصاید و قطعات » شمارهٔ ۶۲ - در وصف نوروز و مدح (ملک محمد) قصری

 

نوروز درآمد ای منوچهریبا لالهٔ لعل و با گل خمری
مرغان زبان گرفته را یکسربگشاده زبان رومی و عبری
یک مرغ سرود پارسی گویدیک مرغ سرود ماورالنهری
در زمجره شد چو مطربان، بلبلدر زمزمه شد چو موبدان، قمری
ماند ورشان به مقری کوفیماند ورشان به مقری بصری
در دامن کوه، کبک شبگیراندر رفت به هم به رقص با کدری
بر پر […]


متن کامل شعر را ببینید ...

منوچهری
 

ملک‌الشعرای بهار » غزلیات » شمارهٔ ۹۴

 

بر سبزه نشست بلبل و قمری
باید می سرخ چون گل حمری
آری ‌می‌ سرخ‌ درخور است ‌از آنک
بر سبزه نشست ‌بلبل و قمری
آن سرخ میئی که گرش بربویی
نشناسیش از بنفشهٔ برّی
آن می که سحابش اندرون بینی
رخشنده‌تر از ستارهٔ شعری


متن کامل شعر را ببینید ...

ملک‌الشعرای بهار