گنجور

سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل ۳۸۲

 

من چون تو به دلبری ندیدمگلبرگ چنین طری ندیدم
مانند تو آدمی در آفاقممکن نبود پری ندیدم
وین بوالعجبی و چشم بندیدر صنعت سامری ندیدم
با روی تو ماه آسمان راامکان برابری ندیدم
لعلی چو لب شکرفشانتدر کلبه جوهری ندیدم
چون در دو رسته دهانتنظم سخن دری ندیدم
مه را که خرد که من به کراتمه دیدم و مشتری ندیدم
وین پرده […]


متن کامل شعر را ببینید ...

سعدی