گنجور

اوحدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۳۵

 

معشوقه پی وفا نباشدور بود، به عهد ما نباشد
هرگز سر کوی خوبرویانبی‌فتنه و ماجرا نباشد
هر چند که یار ما ختاییستما را نظر خطا نباشد
ای با همه طلعت تو نیکوبا طالع ما چرا نباشد؟
دعوی چه کنی بر وی پوشی؟پوشیدن مه روا نباشد
خوبی که ندید روی او کسامروز به جز خدا نباشد
عشق تو قضای آسمانیستکس را گذر […]


متن کامل شعر را ببینید ...

اوحدی