گنجور

حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۳

 

روی تو کس ندید و هزارت رقیب هستدر غنچه‌ای هنوز و صدت عندلیب هست
گر آمدم به کوی تو چندان غریب نیستچون من در آن دیار هزاران غریب هست
در عشق خانقاه و خرابات فرق نیستهر جا که هست پرتو روی حبیب هست
آن جا که کار صومعه را جلوه می‌دهندناقوس دیر راهب و نام صلیب هست
عاشق که […]


متن کامل شعر را ببینید ...

حافظ
 

کمال خجندی » غزلیات » شمارهٔ ۲۱۴

 

گر جانب محب نظری با حبیب هست
غم نیست گر هزار هزارش رقیب هست
با کس مگو که چاره کنند درد عشق را
ای خواجه گر طبیب نباشد حبیب هست
سر در مکش ز ناله ما ای درخت ناز
هرجا که هست شاخ گلی عندلیب هست
گوشی که شد به حلقه عشق بنان گران
نشنیده ام که قابل پند ادیب هست
گر شحنه […]


متن کامل شعر را ببینید ...

کمال خجندی