گنجور

جامی » دیوان اشعار » فاتحة الشباب » غزلیات » شمارهٔ ۸۴۵

 

ای بر سریر حسن جم آیین و کی شکوه
از سنگ جور و بار غمت پشت ما به کوه
پیش درت به خاک مذلت فتاده است
گر تاج شوکت است و گر افسر شکوه
سری که نانوشته همی خواندم از رخت
خط تو شرح داد علی احسن الوجوه
ای جسته حل مشکل ما ز اهل صومعه
باز آ که این گره نگشاید […]


متن کامل شعر را ببینید ...

جامی