گنجور

خاقانی » دیوان اشعار » قطعات » شمارهٔ ۲۳۷

 

خاقانیا به کعبه قسم یاد کن که منزانگه که کعبه‌وار در این سبز پرده‌ام
گرچه ز هر چه دوست بد آزار دیده‌امورچه ز هر که خصم بد آسیب خورده‌ام
در کار هیچ دوست منافق نبوده‌امبر مرگ هیچ خصم شماتت نکرده‌ام


متن کامل شعر را ببینید ...

خاقانی
 

بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۹۶۵

 

در راه عشق توشهٔ امنی نبرده‌ام

از دیر تا به ‌کعبه همین سنگ خورده‌ام

هستی جنون معاملهٔ صبح و شبنم است

اشکی چکیده تا رگ آهی فشرده‌ام

محمل کش تصور خلد انتظار کیست

گامیست آرزو که به راهی سپرده‌ام

پیری هزار رنگ ملالم ز مو دماند

تا روشنت شود چقدر سالخورده‌ام

امروز نامه‌ام ز بر یار می‌رسد

من گام قاصد از تپش دل شمرده‌ام

در […]


متن کامل شعر را ببینید ...

بیدل دهلوی