گنجور

بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۶۷۱

 

مردی چوشمع در همه جا، جا نگاهدار

هرچند سر به باد رود پا نگاهدار

گوهر دهد دمی که کند قطره ضبط موج

دل جمع کن عنان نفسها نگاهدار

تا گم نگردد آینهٔ بی‌نشانی‌ات

هرجا روی به سر پر عنقا نگاهدار

ابرام ما ذخیرهٔ صد رنگ آبروست

هر خجلتی‌که می‌بری از ما نگاهدار

آغوش بی‌نیاز دل از مدعا تهی است

این شیشه را به سنگ […]


متن کامل شعر را ببینید ...

بیدل دهلوی
 

حزین لاهیجی » غزلیات » شمارهٔ ۵۳۳

 

کام طمع ز لذت دنیا نگاه دار
امروز، پاس دولت فردا نگاه دار
هر گوشه جوش جلوهٔ یار است، دیده را
آیینه وار محو تماشا نگاه دار
هر عقده ای به عهده تدبیر ناخنی ست
خاری برای آبلهٔ پا نگاه دار
تا وجه بی قراری ما روشنت شود
آیینه پیش آن رخ زببا نگاه دار
ایجاد نور فیض، دل زنده می کند
این شمع […]


متن کامل شعر را ببینید ...

حزین لاهیجی