گنجور

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۱۱۰۳

 

ای دل، ازین خرابه وحشت کرانه گیر
رو بر فراز کنگر عرش آشیانه گیر
هستی به فقر یار و بهانه مکن که نیست
یابی مگر خلاص ز دهر، این بهانه گیر
سنگ گران خود به ترازوی همت آر
هر دو جهان به وزن دو خشخاش دانه گیر
از کیش پاک سهم سعادت ستان و بس
این جانب دو قوس دوگانی نشانه گیر
گیتی […]


متن کامل شعر را ببینید ...

امیرخسرو دهلوی