گنجور

جامی » دیوان اشعار » واسطة العقد » غزلیات » شمارهٔ ۲۰۰

 

یارم به خانه ای که شب تار دررود
خورشید و ماهش از در و دیوار دررود
شهری درون خانه خریدار او به جان
هر دم چه حاجتش که به بازار دررود
عاشق به خلد درنرود حور عین طلب
گر دررود به رغبت دیدار دررود
بگشای تار مو که گریزد به نافه مشک
نافه به ناف آهوی تاتار دررود
صوفی ز شوق تو به […]


متن کامل شعر را ببینید ...

جامی