گنجور

سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل ۶۸

 

چشمت خوشست و بر اثر خواب خوشترستطعم دهانت از شکر ناب خوشترست
زنهار از آن تبسم شیرین که می‌کنیکز خنده شکوفه سیراب خوشترست
شمعی به پیش روی تو گفتم که برکنمحاجت به شمع نیست که مهتاب خوشترست
دوش آرزوی خواب خوشم بود یک زمانامشب نظر به روی تو از خواب خوشترست
در خوابگاه عاشق سر بر کنار دوستکیمخت خارپشت […]


متن کامل شعر را ببینید ...

سعدی