گنجور

شعرهای با وزن «مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)» و حروف قافیهٔ «سی» - صفحهٔ ۱

 

مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۶۸۶

 

اندر دو جهان دلبر و جانم تو بسی

زیرا که بهر غمیم فریادرسی

کس نیست به جز تو ایمه اندر دو جهان

جز آنکه ببخشیش باکرام کسی


متن کامل شعر را ببینید ...

جلال الدین محمد مولوی
 

مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۷۶۱

 

ای نفس عجب که با دلم همنفسی

من بندهٔ آن صبح که خندان برسی

ای در دل شب چو روز آخر چه کسی

هم شحنه و دزد و خواجه و هم عسسی


متن کامل شعر را ببینید ...

جلال الدین محمد مولوی
 

مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۸۶۹

 

در هر دو جهان دلبر و یارم تو بسی

زیرا که به هر غمیم فریاد رسی

کس نیست به جز تو ایمه اندر دو جهان

جز آن که ببخشیش باکرام کسی


متن کامل شعر را ببینید ...

جلال الدین محمد مولوی
 

مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۸۸۱

 

دیروز فسون سرد برخواند کسی

او سردتر از فسون خود بود بسی

بر مایدهٔ عشق مگس بسیار است

ای کم ز مگس کو برمد از مگسی


متن کامل شعر را ببینید ...

جلال الدین محمد مولوی
 

مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۹۴۷

 

مادام که در راه هوا و هوسی

از کعبهٔ وصل هردمی باز پسی

در بادیهٔ طلب چو جهدی بنمای

باشد که به کعبهٔ وصالش برسی


متن کامل شعر را ببینید ...

جلال الدین محمد مولوی
 

مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۹۷۴

 

نی گفت که پای من به گل بود بسی

ناگاه بریدند سرم در هوسی

نه زخم گران بخوردم از دست خسی

معذورم دار اگر بنالم نفسی


متن کامل شعر را ببینید ...

جلال الدین محمد مولوی
 

سعدی » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۳۷

 

ای بلبل خوش سخن چه شیرین نفسی

سرمست هوی و پای‌بند هوسی

ترسم که به یاران عزیزت نرسی

کز دست و زبان خویشتن در قفسی


متن کامل شعر را ببینید ...

سعدی شیرازی
 

سنایی » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۳۹۷

 

در هجر تو گر دلم گراید به خسی

در بر نگذارمش که سازم هوسی

ور دیده نگه کند به دیدار کسی

در سر نگذارمش که ماند نفسی


متن کامل شعر را ببینید ...

سنایی غزنوی
 

خاقانی » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۳۱۹

 

از کبر مدار در دل خود هوسی

کز کبر به جائی نرسیده است کسی

چون زلف بتان شکستگی پیدا کن

تا صید کنی هزار دل هر نفسی


متن کامل شعر را ببینید ...

خاقانی شروانی
 

مسعود سعد سلمان » دیوان اشعار » رباعیات » شمارهٔ ۳۸۳

 

امید به زندگانیم نیست بسی

منصور سعید را بگویید کسی

هستت به خلاص عمر من دست رسی

کز جان رمقی مانده ست از تن نفسی


متن کامل شعر را ببینید ...

مسعود سعد سلمان
 

عراقی » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۵۲

 

ای کرده به من غم تو بیداد بسی

دریاب، که نیست جز تو فریاد رسی

جانا، چه زیان بود اگر سود کند

از خوان سگان سر کویت مگسی؟


متن کامل شعر را ببینید ...

عراقی
 

هاتف اصفهانی » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۳۵

 

افسوس که از همنفسان نیست کسی

وز عمر گرانمایه نمانده است بسی

دردا که نشد به کام دل یک لحظه

با همنفسی بر آرم از دل نفسی


متن کامل شعر را ببینید ...

هاتف اصفهانی
 

ابوسعید ابوالخیر » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۶۶۱

 

از کبر مدار هیچ در دل هوسی

کز کبر به جایی نرسیدست کسی

چون زلف بتان شکستگی عادت کن

تا صید کنی هزار دل در نفسی


متن کامل شعر را ببینید ...

ابوسعید ابوالخیر
 

ابوسعید ابوالخیر » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۶۶۲

 

ای در سر هر کس از خیالت هوسی

بی یاد تو برنیاید از من نفسی

مفروش مرا بهیچ و آزاد مکن

من خواجه یکی دارم و تو بنده بسی


متن کامل شعر را ببینید ...

ابوسعید ابوالخیر
 

محتشم کاشانی » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۸۲

 

این حوض که در دیده هر نکته رسی

از جام جهان نماسبق برده بسی

آیینهٔ صد صورت گوناگونست

آیینهٔ بدین گونه ندیدست کسی


متن کامل شعر را ببینید ...

محتشم کاشانی
 

عبید زاکانی » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۵۰

 

ای آنکه به جز تو نیست فریادرسی

غیر از کرمت نداد کس داد کسی

کار من مستمند بیچاره بساز

کان بر تو به هیچ آید و برماست بسی


متن کامل شعر را ببینید ...

عبید زاکانی
 

انوری » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۴۱۸

 

ای نوبت تو گذشته از چرخ بسی

بی‌نوبت تو مباد عالم نفسی

آوازهٔ نوبتت به هر کس برساد

لیکن مرساد از تو نوبت به کسی


متن کامل شعر را ببینید ...

انوری ابیوردی
 

انوری » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۴۱۹

 

دی درویشی به راز با همنفسی

می‌گفت کریم در جهان مانده کسی

از گوشهٔ چرخ هاتفی گفت خموش

بوطالب نعمه را بقا باد بسی


متن کامل شعر را ببینید ...

انوری ابیوردی
 

عطار » مختارنامه » باب ششم: در بیان محو شدۀ توحید و فانی در تفرید » شمارهٔ ۲۷

 

المنة للّه که نیم هر نفسی

مشغول، چو خلقِ بیخبر، در هوسی

گر خصم شود هر دو جهانم ندهم

با «دانمِ» خود «ندانمِ» هیچ کسی


متن کامل شعر را ببینید ...

عطار نیشابوری
 

عطار » مختارنامه » باب ششم: در بیان محو شدۀ توحید و فانی در تفرید » شمارهٔ ۸۹

 

نقدی که مراست قیمتش هست بسی

آنجا نرسد هیچ گدایی نفسی

گر هر دو جهان خصم من آیند به حکم

هرگز نرسد به نقد من دست کسی


متن کامل شعر را ببینید ...

عطار نیشابوری
 

[۱] [۲]