گنجور

شعرهای با وزن «مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)» و حروف قافیهٔ «ست» - صفحهٔ ۱

 

حافظ » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۵

 

من باکمر تو در میان کردم دست

پنداشتمش که در میان چیزی هست

پیداست از آن میان چو بربست کمر

تا من ز کمر چه طرف خواهم بربست


متن کامل شعر را ببینید ...

حافظ شیرازی
 

خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۲۲

 

ترکیب پیاله‌ای که درهم پیوست

بشکستن آن روا نمیدارد مست

چندین سر و پای نازنین از سر و دست

از مهر که پیوست و به کین که شکست


متن کامل شعر را ببینید ...

خیام نیشابوری
 

خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۲۷

 

چون لاله به نوروز قدح گیر بدست

با لاله‌رخی اگر تو را فرصت هست

می نوش به خرمی که این چرخ کهن

ناگاه تو را چو خاک گرداند پست


متن کامل شعر را ببینید ...

خیام نیشابوری
 

خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۲۸

 

چون نیست حقیقت و یقین اندر دست

نتوان به امید شک همه عمر نشست

هان تا ننهیم جام می از کف دست

در بی خبری مرد چه هشیار و چه مست


متن کامل شعر را ببینید ...

خیام نیشابوری
 

خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۲۹

 

چون نیست ز هر چه هست جز باد بدست

چون هست به هر چه هست نقصان و شکست

انگار که هر چه هست در عالم نیست

پندار که هر چه نیست در عالم هست


متن کامل شعر را ببینید ...

خیام نیشابوری
 

خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۴۲

 

گویند مرا که دوزخی باشد مست

قولیست خلاف دل در آن نتوان بست

گر عاشق و میخواره به دوزخ باشند

فردا بینی بهشت همچون کف دست


متن کامل شعر را ببینید ...

خیام نیشابوری
 

مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۲۰

 

آن تلخ سخنها که چنان دل شکن است

انصاف بده چه لایق آن دهن است

شیرین لب او تلخ نگفتی هرگز

این بی‌نمکی ز شور بختی منست


متن کامل شعر را ببینید ...

جلال الدین محمد مولوی
 

مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۲۲

 

آن جان که از او دلبر ما شادانست

پیوسته سرش سبز و لبش خندان است

اندازهٔ جان نیست چنان لطف و جمال

آهسته بگوئیم مگر جانانست


متن کامل شعر را ببینید ...

جلال الدین محمد مولوی
 

مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۴۸

 

آن نور مبین که در جبین ما هست

وان ض یقین که در دل آگاهست

این جملهٔ نور بلکه نور همه نور

از نور محمد رسول‌الله است


متن کامل شعر را ببینید ...

جلال الدین محمد مولوی
 

مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۵۲

 

از جمله طمع بریدنم آسانست

الا ز کسی که جان ما را جانست

از هرکه کسی برد برای تو برد

از تو که برد دمی کرا امکان است


متن کامل شعر را ببینید ...

جلال الدین محمد مولوی
 

مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۶۴

 

امروز من و جام صبوحی در دست

میافتم و میخیزم و میگردم مست

با سرو بلند خویش من مستم و پست

من نیست شوم تا نبود جزوی هست


متن کامل شعر را ببینید ...

جلال الدین محمد مولوی
 

مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۶۶

 

امشب آمد خیال آن دلبر چست

در خانهٔ تن مقام دل را میجست

دل را چو بیافت زود خنجر بکشید

زد بر دل من که دست و بازوش درست


متن کامل شعر را ببینید ...

جلال الدین محمد مولوی
 

مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۷۷

 

ای آمده بامداد شوریده و مست

پیداست که باده دوش گیرا بوده است

امروز خرابی و نه روز گشتست

مستک مستک بخانه اولیست نشست


متن کامل شعر را ببینید ...

جلال الدین محمد مولوی
 

مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۸۷

 

ای خواجه ترا غم جمال و جاهست

و اندیشهٔ باغ و راغ و خرمنگاهست

ما سوختگان عالم توحیدیم

ما را سر لا اله الا الله است


متن کامل شعر را ببینید ...

جلال الدین محمد مولوی
 

مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۸۸

 

ای در دل من نشسته شد وقت نشست

ای توبه شکن رسید هنگام شکست

آن بادهٔ گلرنگ چنین رنگی بست

وقت است که چون گل برود دست بدست


متن کامل شعر را ببینید ...

جلال الدین محمد مولوی
 

مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۹۷

 

ای طالب اگر ترا سر این راهست

واندر سر تو هوای این درگاهست

مفتاح فتوح اهل حق دانی چیست

خوش گفتن لا اله الا الله است


متن کامل شعر را ببینید ...

جلال الدین محمد مولوی
 

مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۲۰۰

 

ای کز تو دلم پر سمن و یاسمنست

وز دولت تو کیست که او همچو منست

برخاستن از جان و جهان مشکل نیست

مشکل ز سر کوی تو برخاستن است


متن کامل شعر را ببینید ...

جلال الدین محمد مولوی
 

مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۲۳۸

 

پای تو گرفته‌ام ندارم ز تو دست

درمان ز که جویم که دلم مهر تو خست

هی طعنه زنی که بر جگر آبت نیست

گر بر جگر نیست چه شد بر مژه هست


متن کامل شعر را ببینید ...

جلال الدین محمد مولوی
 

مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۲۳۹

 

پائی که همی رفت به شبستان سر مست

دستی که همی چید ز گل دسته بدست

از بند و گشاد دهن دام اجل

آن دست بریده گشت و آن پای شکست


متن کامل شعر را ببینید ...

جلال الدین محمد مولوی
 

مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۲۶۹

 

توبه چکنم که توبه‌ام سایهٔ تست

بار سر توبه جمله سرمایهٔ توست

بدتر گنهی بپیش تو توبه بود

کو آن توبه که لایق پایهٔ تست


متن کامل شعر را ببینید ...

جلال الدین محمد مولوی
 

[۱] [۲] [۳] … [صفحهٔ آخر]