گنجور

شعرهای با وزن «مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)» و حروف قافیهٔ «دا»

 

مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۱

 

افسوس که بیگاه شد و ما تنها

در دریائی کرانه‌اش ناپیدا

کشتی و شب و غمام و ما میرانیم

در بحر خدا به فضل و توفیق خدا


متن کامل شعر را ببینید ...

جلال الدین محمد مولوی
 

مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۷۱

 

منصور بدآن خواجه که در راه خدا

از پنبهٔ تن جامهٔ جان کرد جدا

منصور کجا گفت اناالحق می‌گفت

منصور کجا بود خدا بود خدا


متن کامل شعر را ببینید ...

جلال الدین محمد مولوی
 

ابوسعید ابوالخیر » رباعیات نقل شده از ابوسعید از دیگر شاعران » رباعی شمارهٔ ۴

 

منصور حلاج آن نهنگ دریا

کز پنبهٔ تن دانهٔ جان کرد جدا

روزیکه انا الحق به زبان می‌آورد

منصور کجا بود؟ خدا بود خدا


متن کامل شعر را ببینید ...

ابوسعید ابوالخیر
 

شاه نعمت‌الله ولی » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱

 

ای آنکه طلب کار خدایی به خود آ

از خود بطلب کز تو خدا نیست جدا

اول به خود آ چون به خود آیی به خدا

اقرار بیاری به خدایی خدا


متن کامل شعر را ببینید ...

شاه نعمت‌الله ولی
 

شاه نعمت‌الله ولی » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۹

 

مطلوب خود از خود طلب ای طالب ما

خود را بشناس یک زمانی به خود آ

گر عاشق صادقی یکی را دو مگو

کافر باشی اگر بگوئی دو خدا


متن کامل شعر را ببینید ...

شاه نعمت‌الله ولی
 

مهستی گنجوی » رباعیات » رباعی شمارۀ ۱

 

دوشینه شبم بود شبیه یلدا

آن مونس غمگسار نامد عمدا

شب تا به سحر ز دیده دُر می‌سفتم

می‌گفتم رب لاتذرنی فردا


متن کامل شعر را ببینید ...

مهستی گنجوی
 

حکیم نزاری » رباعیات » شمارهٔ ۱۰

 

تن بود گرو کرده جان از مبدأ

جان عاقبت الامر ز تن گشت جدا

تن رفت به خاک باز و جان شد بر عرش

یعنی همه فانی اند و باقیست خدا


متن کامل شعر را ببینید ...

حکیم نزاری قهستانی
 

ابوالفرج رونی » دیوان اشعار » رباعیات » شمارهٔ ۴۷

 

ای دوش فلک را علمت گشته ردا

در گوش فلک ز جود و عدل تو ندا

بادات فدا هر که به گیتی چو منست

تا خلق جهانت همه باشند فدا


متن کامل شعر را ببینید ...

ابوالفرج رونی
 

اوحدالدین کرمانی » دیوان رباعیات » الباب الرابع: فی الطهارة و تهذیب النفس و معارفها و ما یلیق بها عن ترک الشهوات » شمارهٔ ۶۶

 

خواهی که نیفتی زفراقش به بلا

یاری بطلب کزو نمانی تو جدا

آن قدر یقین بدان که یارت نبود

آن کاو بود امروز نباشد فردا


متن کامل شعر را ببینید ...

اوحدالدین کرمانی