گنجور

شعرهای با وزن «مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)» و حروف قافیهٔ «اید» - صفحهٔ ۱

 

مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۵۵۱

 

ای دل اگرت رضای دلبر باید

آن باید کرد و گفت کو فرماید

گر گوید خون گری مگوی از چه سبب

ور گوید جان بده مگو کی شاید


متن کامل شعر را ببینید ...

جلال الدین محمد مولوی
 

مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۵۷۱

 

این واقعه را سخت بگیری شاید

از کوشش عاجزانه کاری ناید

از رحمت ایزدی کلیدی باید

تا قفل چنین واقعه را بگشاید


متن کامل شعر را ببینید ...

جلال الدین محمد مولوی
 

مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۵۹۹

 

بی‌من به زبان من سخن می‌آید

من بی‌خبرم از آنکه می‌فرماید

زهر و شکر آرزوی من می‌آید

ز آینده که داند چه کرا میشاید


متن کامل شعر را ببینید ...

جلال الدین محمد مولوی
 

مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۶۸۰

 

در می‌طلبی ز چشمه در بر ناید

جوینده در به قعر دریا باید

این گوهر قیمتی کسی را شاید

کز آب حیات تشنه بیرون آید


متن کامل شعر را ببینید ...

جلال الدین محمد مولوی
 

مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۷۳۷

 

شاد آنکه ز دور ما یار ما بنماید

چون بچهٔ خرد آستین برخاید

چون دید مرا کنار را بگشاید

چون باز جهد مرغ دلم برباید


متن کامل شعر را ببینید ...

جلال الدین محمد مولوی
 

مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۷۷۷

 

کاری ز درون جان میباید

وز قصه شنیدن این گره نگشاید

یک چشمهٔ آب در درون خانه

به زان رودی که از برون می‌آید


متن کامل شعر را ببینید ...

جلال الدین محمد مولوی
 

مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۷۸۲

 

گر در طلبی ز چشمه در بر ناید

جویندهٔ در به قعر دریا باید

این گوهر قیمتی کسی را شاید

کز آب حیات تشنه بیرون آید


متن کامل شعر را ببینید ...

جلال الدین محمد مولوی
 

مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۸۲۳

 

معشوقه خانگی بکاری ناید

کو عشوه نماید و وفا ننماید

معشوقه کسی باید کاندر لب گور

از باغ فلک هزار در بگشاید


متن کامل شعر را ببینید ...

جلال الدین محمد مولوی
 

مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۸۵۶

 

هل تا برود سرش به دیوار آید

سر بشکند و جامه به خون آلاید

آید بر من سوزن و انگشت گزان

کان گفته سخنهای منش یاد آید


متن کامل شعر را ببینید ...

جلال الدین محمد مولوی
 

سعدی » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۷۳

 

گر تیر جفای دشمنان می‌آید

دل تنگ مکن که دوست می‌فرماید

بر یار ذلیل هر ملامت کاید

چون یار عزیز می‌پسندد شاید


متن کامل شعر را ببینید ...

سعدی شیرازی
 

سعدی » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۷۴

 

من چاکر آنم که دلی برباید

یا دل به کسی دهد که جان آساید

آن کس که نه عاشق و نه معشوق کسیست

در ملک خدای اگر نباشد شاید


متن کامل شعر را ببینید ...

سعدی شیرازی
 

سعدی » مواعظ » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۳۰

 

گر تیر جفای دشمنان می‌آید

دلتنگ مشو که دوست می‌فرماید

بر یار ذلیل هر ملامت کید

چون یار عزیز می‌پسندد شاید


متن کامل شعر را ببینید ...

سعدی شیرازی
 

سنایی » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۷۶

 

یک روز دلت به مهر ما نگراید

دیوت همه جز راه بلا ننماید

تا لاجرم اکنون که چنینت باید

می‌گوید من همی نگویم شاید


متن کامل شعر را ببینید ...

سنایی غزنوی
 

سنایی » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۷۸

 

گاهی فلکم گریستن فرماید

ناخفته دو چشم را عنا فرماید

گاهیم به درد خنده لب بگشاید

گوید ز بدی خنده نیاید آید


متن کامل شعر را ببینید ...

سنایی غزنوی
 

سنایی » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۷۹

 

روزی که بتم ز فوطه رخ بنماید

با فوطه هزار جان ز تن برباید

در فوطه بتا خمش ازین به باید

عاشق کش فوطه پوش نیکو ناید


متن کامل شعر را ببینید ...

سنایی غزنوی
 

سنایی » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۸۰

 

مردی که به راه عشق جان فرساید

باید که بدون یار خود نگراید

عاشق به ره عشق چنان می‌باید

کز دوزخ و از بهشت یادش ناید


متن کامل شعر را ببینید ...

سنایی غزنوی
 

سنایی » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۸۱

 

آن باید آن که مرد عاشق آید

تا عشق هنرهای خودش بنماید

شاهنشه عشق روی اگر بنماید

با او همه غوغای جهان برناید


متن کامل شعر را ببینید ...

سنایی غزنوی
 

وحشی بافقی » گزیدهٔ اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۳۷

 

خوش آن که ره عشق بتی پیماید

برخاک رهش روی ارادت ساید

یک سو نظرش که غیر پیدا نشود

دل در طرفی که یار کی می‌آید


متن کامل شعر را ببینید ...

وحشی بافقی
 

خاقانی » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۹۹

 

خاقانی را که آسمان بستاید

ای فاحشه زن تو فحش گوئی شاید

هجو تو کنون بسان مدح آراید

کز بادهٔ نیک سرکه هم نیک آید


متن کامل شعر را ببینید ...

خاقانی شروانی
 

مسعود سعد سلمان » دیوان اشعار » رباعیات » شمارهٔ ۹۲

 

گر تو به سفر شدی نگارا شاید

ماهی و مه از سفر شدن ناساید

از کاهش و از فزایشت عیبی نیست

مه گاه بکاهد و گهی افزاید


متن کامل شعر را ببینید ...

مسعود سعد سلمان
 

[۱] [۲] [۳] … [صفحهٔ آخر]