گنجور

شعرهای با وزن «مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)» و حروف قافیهٔ «اه» - صفحهٔ ۱

 

مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۶۲۳

 

در راه یگانگی چه طاعت چه گناه

در کوی خرابات چه درویش چه شاه

رخسار قلندری، چه روشن، چه سیاه

بر کنگره عرش، چه خورشید چه ماه


متن کامل شعر را ببینید ...

جلال الدین محمد مولوی
 

مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۶۴۴

 

من میگویم که گشت بیگاه ایماه

میگوید ماه ناگهانی بیگاه

ماهی که ز خورشید اگر برگردد

در حال شود همچو شب تیره سیاه


متن کامل شعر را ببینید ...

جلال الدین محمد مولوی
 

سعدی » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۲۶

 

نه سرو توان گفت و نه خورشید و نه ماه

آه از تو که در وصف نمی‌آیی آه

هرکس به رهی می‌رود اندر طلبت

گر ره به تو بودی نبدی اینهمه راه


متن کامل شعر را ببینید ...

سعدی شیرازی
 

سنایی » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۳۵۵

 

گر بدگویی ترا بدی گفت ای ماه

هرگز نشود بر تو دل بنده تباه

از گفتهٔ بدگوی ز ما عذر مخواه

کایینه سیه نگردد از روی سیاه


متن کامل شعر را ببینید ...

سنایی غزنوی
 

سنایی » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۳۵۶

 

از بهر یکی بوس به دو ماه ای ماه

داری سه چهار پنج ماهم گمراه

ای شش جهت و هفت فلک را به تو راه

از هشت بهشت آمده‌ای در نه ماه


متن کامل شعر را ببینید ...

سنایی غزنوی
 

سنایی » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۳۵۷

 

با من ز دریچه‌ای مشبک دلخواه

از لطف سخن گفت و من استاده به راه

گفتی که ز نور روی آن بت ناگاه

صد کوکب سیاره بزاد از یک ماه


متن کامل شعر را ببینید ...

سنایی غزنوی
 

خاقانی » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۲۹۸

 

خاقانی و روی دل به دیوار سیاه

کز بام سپهر ملک بیرون شد ماه

در گشت فلک چو بخت برگشت از شاه

برگشت جهان چو شاه در گشت از گاه


متن کامل شعر را ببینید ...

خاقانی شروانی
 

خاقانی » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۳۰۰

 

خاقانی را بی‌قلم کاتب شاه

انگشت شد انگشت و قلم ز آتش آه

هم بی‌قلمش کاتب گردون صد راه

بگریست قلم‌وار به خوناب سیاه


متن کامل شعر را ببینید ...

خاقانی شروانی
 

خاقانی » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۳۰۲

 

دیدم به ره آن مه خود و عید سپاه

بر بسته نقاب و نو چنین باشد ماه

در روزه مرا بیست و ششم بود از ماه

دیدم رخ او روزه گشودم در راه


متن کامل شعر را ببینید ...

خاقانی شروانی
 

خاقانی » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۳۰۵

 

دی صبح دمان چو رفت سیاره به راه

سیارهٔ اشک ریخت صد دلو آن ماه

روز از دم گرگ تا برآمد ناگاه

شد یوسف مشکین رسن سیمین چاه


متن کامل شعر را ببینید ...

خاقانی شروانی
 

خاقانی » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۳۰۶

 

گفتم پس از آن روز وصال ای دلخواه

شب‌های فراقت چه دراز آمد آه

گفتا شب را در این درازی چه گناه

شب روز وصال است که گردیده سیاه


متن کامل شعر را ببینید ...

خاقانی شروانی
 

مسعود سعد سلمان » دیوان اشعار » رباعیات » شمارهٔ ۳۵۰

 

از هر جنسم چو شاه بگشادی راه

از بخت مرا فزون شدی رتبت و جاه

هر بار چو زر آمدم از دولت شاه

این بار چو گوهر آیم انشائالله


متن کامل شعر را ببینید ...

مسعود سعد سلمان
 

هاتف اصفهانی » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۳۲

 

بر روی زمین نه کار یک کس دلخواه

کار همه کس ز آسمان ناله و آه

کاری چو زمین و آسمان نگشایند

بس دیدن خاک تیره و دود سیاه


متن کامل شعر را ببینید ...

هاتف اصفهانی
 

ابوسعید ابوالخیر » رباعیات نقل شده از ابوسعید از دیگر شاعران » رباعی شمارهٔ ۵۹۹

 

اندر شش و چار غایب آید ناگاه

در هشت و دو اسب خویش دارد کوتاه

در هفتم و سوم بفرستد چیزی

اندر نه و پنچ و یک بپردازد راه


متن کامل شعر را ببینید ...

ابوسعید ابوالخیر
 

ابوسعید ابوالخیر » رباعیات نقل شده از ابوسعید از دیگر شاعران » رباعی شمارهٔ ۶۰۰

 

ای خاک نشین درگه قدر تو ماه

دست هوس از دامن وصلت کوتاه

در کوی تو زان خانه گرفتم که مباد

آزرده شود خیالت از دوری راه


متن کامل شعر را ببینید ...

ابوسعید ابوالخیر
 

ابوسعید ابوالخیر » رباعیات نقل شده از ابوسعید از دیگر شاعران » رباعی شمارهٔ ۶۰۱

 

ای زاهد و عابد از تو در ناله و آه

نزدیک تو و دور ترا حال تباه

کس نیست که از دست غمت جان ببرد

آن را به تغافل کشی این را بنگاه


متن کامل شعر را ببینید ...

ابوسعید ابوالخیر
 

ابوسعید ابوالخیر » رباعیات نقل شده از ابوسعید از دیگر شاعران » رباعی شمارهٔ ۶۰۲

 

اینک سر کوی دوست اینک سر راه

گر تو نروی روندگان را چه گناه

جامه چه کنی کبود و نیلی و سیاه

دل صاف کن و قبا همی پوش و کلاه


متن کامل شعر را ببینید ...

ابوسعید ابوالخیر
 

انوری » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۳۷۵

 

ای نحس چو مریخ و زحل بی‌گه و گاه

چون زهره غرو چو مشتری غره به جاه

چون تیر منافق نه سفید و نه سیاه

غماز چو آفتاب و نمام چو ماه


متن کامل شعر را ببینید ...

انوری ابیوردی
 

انوری » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۳۷۶

 

با روز رخ تو گرچه ای روت چو ماه

از روز و شب جهان نبودم آگاه

بنمود چو چشم بد فروبست این راه

شبهای فراق تو مرا روز سیاه


متن کامل شعر را ببینید ...

انوری ابیوردی
 

انوری » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۳۷۷

 

از بهر هلال عید آن مه ناگاه

بر بام دوید و هر طرف کرد نگاه

هرکس که بدید گفت سبحان‌الله

خورشید برآمدست و می‌جوید ماه


متن کامل شعر را ببینید ...

انوری ابیوردی
 

[۱] [۲] [۳]