گنجور

اشعار مشابه

 

جامی » دیوان اشعار » فاتحة الشباب » رباعیات » شمارهٔ ۷۶

 

ای چارده ساله مه که در حسن و جمال

همچون مه چارده رسیدی به کمال

یارب نرسد به حسنت آسیب زوال

در چارده سالگی بمانی صد سال


متن کامل شعر را ببینید ...

جامی
 

ابن یمین » دیوان اشعار » رباعیات » شمارهٔ ۴۴۳

 

ز ابروی تو و روی تو در ملک جمال

حالی عجب افتاد و چگویم که چه حال

دیدند ز روی و ابرویت خلق جهان

یک غره مه که باشد او را دو هلال


متن کامل شعر را ببینید ...

ابن یمین فریومدی
 

ابن یمین » دیوان اشعار » رباعیات » شمارهٔ ۴۵۰

 

افسوس که آفتاب عمرم بزوال

نزدیک رسید و دیده در خواب و خیال

بشناس دلا قیمت اینعمر که هست

باز آمدن عمر دگر باره محال


متن کامل شعر را ببینید ...

ابن یمین فریومدی
 

ابن یمین » دیوان اشعار » رباعیات » شمارهٔ ۴۵۱

 

تا مردم چشم پر نمم روز وصال

دیدست رخ انصنم زهره جمال

با سوزن مژگان همه شب مشغولست

بر کار گه دیده بتحریر خیال


متن کامل شعر را ببینید ...

ابن یمین فریومدی
 

ابن یمین » دیوان اشعار » رباعیات » شمارهٔ ۴۵۳

 

در حال حیاتم ای بت مشکین خال

هرگز نکنی یاد من مسکین حال

ز آنپس که شود سوخته پروانه چه سود

گر شمع بر او اشک فشاند همه سال


متن کامل شعر را ببینید ...

ابن یمین فریومدی
 

ابن یمین » دیوان اشعار » رباعیات » شمارهٔ ۴۵۶

 

زیبا صنمی بناز کی آب زلال

تذکیر همیگفت بصد غنج و دلال

در مجلس او شد بره رشد و ضلال

یکقوم بوعظ او و یکقوم بحال


متن کامل شعر را ببینید ...

ابن یمین فریومدی
 

ابن یمین » دیوان اشعار » رباعیات » شمارهٔ ۴۵۹

 

علمی که ترا می نرساند بکمال

مالی که ترا می نکند نیکو حال

بگریز از آنعلم و از آنمال ببر

کآن علم ضلال آمد و آنمال و بال


متن کامل شعر را ببینید ...

ابن یمین فریومدی
 

ابن یمین » دیوان اشعار » رباعیات » شمارهٔ ۴۶۰

 

در چشم تو باشد سخنم سحر حلال

و اندر دهنت سخن بود تنگ مجال

و آنگه که سخن زان تن نازک رانم

باشد سخنم لطیف تر ز آب زلال


متن کامل شعر را ببینید ...

ابن یمین فریومدی
 

ابن یمین » دیوان اشعار » رباعیات » شمارهٔ ۴۶۱

 

دارد صنم ماهوش زهره جمال

خالی بمیانه دو ابرو و چه خال

گوئی که مگر ستاره ئی منکسف است

افتاده میان مشک پیکر دو هلال


متن کامل شعر را ببینید ...

ابن یمین فریومدی
 

ابن یمین » دیوان اشعار » رباعیات » شمارهٔ ۴۶۲

 

در خطه سبزوار دیدم امسال

حالی که نماند بر فرزانه مجال

در رسته بازار کلهدوزانش

برجیست درو جمع بهم بدر و هلال


متن کامل شعر را ببینید ...

ابن یمین فریومدی
 

ابن یمین » دیوان اشعار » رباعیات » شمارهٔ ۴۶۵

 

ما بر در شکریم و قناعت همه سال

فارغ شده از نیک و بد اهل جدال

نی دل سوی ماضی و نه بر مستقبل چشم

در کلبه عزلتیم مشغول بحال


متن کامل شعر را ببینید ...

ابن یمین فریومدی
 

ابن یمین » دیوان اشعار » رباعیات » شمارهٔ ۴۶۶

 

ایدل طلب گذشته امریست محال

امید بنا آمده باشد ز خیال

چون زین دو بدست نیست الا بادی

من خاک توام اگر نگردی از حال


متن کامل شعر را ببینید ...

ابن یمین فریومدی
 

ابوالحسن فراهانی » دیوان اشعار » رباعیات » شمارهٔ ۱۱۱

 

در طره چون شبش دل شعله مثال

عاشق چون دید کرد نزدیک خیال

رفت از دنبال آتش اندر شب راه

هرگز عاقل نرفته ست از دنبال


متن کامل شعر را ببینید ...

ابوالحسن فراهانی
 

اوحدالدین کرمانی » دیوان رباعیات » الباب الاول: فی التوحید و التقدیس و الذکر و نعت النبوة » شمارهٔ ۱۶

 

آنجا که سراپردهٔ اجلال جلال

جانها همه واله اند زبانها همه لال

دنیا دل ما نبرد و عقبی نبرد

ما را همه مقصود وصال است وصال


متن کامل شعر را ببینید ...

اوحدالدین کرمانی
 

اوحدالدین کرمانی » دیوان رباعیات » الباب الثانی: فی الشرعیّات و ما یتعلق بها » شمارهٔ ۶۷ - الطریقة

 

اسرار طریقت نشود حل به سؤال

نه نیز به در باختن حشمت و مال

تا خون نکنی دو دیده در پنجه سال

هرگز ندهند راهت از قال به حال


متن کامل شعر را ببینید ...

اوحدالدین کرمانی
 

اوحدالدین کرمانی » دیوان رباعیات » الباب الثانی: فی الشرعیّات و ما یتعلق بها » شمارهٔ ۶۸ - الطریقة

 

در راه طلب دلیل باید نه دلال

در عالم عشق میل باید نه ملال

سر در سر یار کن [همی] در همه حال

صل من تهوی و لا تبال العذّال


متن کامل شعر را ببینید ...

اوحدالدین کرمانی
 

اوحدالدین کرمانی » دیوان رباعیات » الباب الثانی: فی الشرعیّات و ما یتعلق بها » شمارهٔ ۱۳۱ - الصدق

 

گر قصد کنی به رفتن راه وصال

صدقی باید رفیق تو در همه حال

علم است و عمل زاد تو لیکن با صدق

بی صدق عمل خسار و علم است وبال


متن کامل شعر را ببینید ...

اوحدالدین کرمانی
 

اوحدالدین کرمانی » دیوان رباعیات » الباب الثالث: فی ما یتعلق باحوال الباطن و المرید » شمارهٔ ۶۶

 

آنجا که سراپردهٔ اجلال جلال

جانها همه واله و زبانها همه لال

دنیا دل ما نبرد و عقبی نبرد

ما را همه مقصود وصال است، وصال


متن کامل شعر را ببینید ...

اوحدالدین کرمانی
 

جویای تبریزی » دیوان اشعار » رباعیات » شمارهٔ ۷۹

 

پیدایی او اگر چه باشد به کمال

بیگانهٔ دید ماست آن حسن و جمال

همچون نرگس به هیچ جا ره نبرد

گر دیده ز شش جهت برون آرد بال


متن کامل شعر را ببینید ...

جویای تبریزی
 

اهلی شیرازی » دیوان اشعار » رباعیات » شمارهٔ ۴۵۰

 

فرزند تو شاخیست تر از اول حال

هر گونه بر آرایش بر آید چو نهال

اکنونکه بحکم تست اگر راست نرفت

کی راست شود چو کج برآید دو سه سال


متن کامل شعر را ببینید ...

اهلی شیرازی
 

[۱] [۲] [۳] [۴] [۵]