گنجور

اشعار مشابه

 

شیخ بهایی » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۵۴

 

در مدرسه جز خون جگر، نیست حلال

آسوده دلی، در آن محال است، محال

این طرفه که تحصیل بدین خون جگر

در هر دو جهان، جمله وبال است، وبال


متن کامل شعر را ببینید ...

شیخ بهایی
 

انوری » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۲۷۶

 

ای چشم زمانه کرده روشن به جمال

در گوش تو برده خوشترین لفظ سؤال

رایی داری چو آفتاب اول روز

عمری بادت چو سایه‌ها بعد زوال


متن کامل شعر را ببینید ...

انوری ابیوردی
 

انوری » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۲۷۷

 

زین عمر به تعجیل دوان سوی زوال

دانی که جهان چه آیدم پیش خیال

دشتی آید ز درد دل میلامیل

طشتی آید ز خون دل مالامال


متن کامل شعر را ببینید ...

انوری ابیوردی
 

انوری » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۲۷۸

 

در هجر همی بسوزم از شرم خیال

در وصل همی بسوزم از بیم زوال

پروانهٔ شمع را همین باشد حال

در هجر نسوزد و بسوزد ز وصال


متن کامل شعر را ببینید ...

انوری ابیوردی
 

عطار » مختارنامه » باب پنجم: در بیان توحید به زبان تفرید » شمارهٔ ۱

 

ماییم که نیست غیر ما، اینْت کمال!

مشغول جمال خویشتن، اینْت جمال!

میپنداری ما به تو اندر نگریم

خود کی بینیم غیر خود، اینْت محال!


متن کامل شعر را ببینید ...

عطار نیشابوری
 

عطار » مختارنامه » باب هفتم: در بیان آنكه آنچه نه قدم است همه محو عدم است » شمارهٔ ۹

 

بگذر ز حس و خیال،‌ای طالب حال

تا هر دو جهان جلال بینی و جمال

زیرا که تو هرچه در جهان میبینی

جز وجه بقا همه سرابست و خیال


متن کامل شعر را ببینید ...

عطار نیشابوری
 

عطار » مختارنامه » باب چهل و چهارم: در قلندریات و خمریات » شمارهٔ ۶۶

 

مائیم و میی و مطربی مشکین خال

بی هجر میسَّر شده ایام وصال

با سیمبری نشسته در باد شمال

زین آب حرام خون خود کرده حلال


متن کامل شعر را ببینید ...

عطار نیشابوری
 

هلالی جغتایی » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۲۱

 

در عشق نکویان چه فراق و چه وصال؟

بدحالی عاشقان بود در همه حال

گر وصل بود مدام سوزست و گداز

ور هجر بود تمام رنجست و ملال


متن کامل شعر را ببینید ...

هلالی جغتایی
 

شاه نعمت‌الله ولی » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۸۹

 

در جام جهان نما نظر کن به جمال

تا نقش خیال او نماید به کمال

هر آینه ای که در نظر می آری

تمثال جمالش بنماید تمثال


متن کامل شعر را ببینید ...

شاه نعمت‌الله ولی
 

شاه نعمت‌الله ولی » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۹۰

 

از دولت عشق عقل گشته پامال

مستقبل و ماضیم همه آمده حال

نه دی و نه فردا و نه صبح است و نه شام

ایمن شده عمرم ز مه و هفته و سال


متن کامل شعر را ببینید ...

شاه نعمت‌الله ولی
 

ابن حسام خوسفی » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۶۴

 

نور تو که در سینه نهان بد چو هلال

از شعشعه بدر برآمد به کمال

اکنون که عروس سخنت یافت جمال

المنة لله تبارک و تعال


متن کامل شعر را ببینید ...

ابن حسام خوسفی
 

ابن حسام خوسفی » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۶۵

 

ای قطره ز دریا برسیدی به کمال

از مشرب عذب یافتی آب زلال

نور تو ز بدر است و لطافت ز جمال

المنّة لله تبارک و تعال


متن کامل شعر را ببینید ...

ابن حسام خوسفی
 

ازرقی هروی » رباعیات » شمارهٔ ۷۱

 

از حمله سمند تو ، ز آسیب نعال

لرزان کند اجزای زمین از زلزال

وز هیبت تیغ تو عدو را مه و سال

الماس رود بجای خون از قیفال


متن کامل شعر را ببینید ...

ازرقی هروی
 

ازرقی هروی » رباعیات » شمارهٔ ۷۲

 

اندر خوبی ترا فزودست جمال

در فبضۀ آن کمان ابروی تو خال

از مشک ستاره ایست بر چرخ جلال

کز غالیه در دو ظرف دارد و هلال


متن کامل شعر را ببینید ...

ازرقی هروی
 

ازرقی هروی » رباعیات » شمارهٔ ۷۳

 

بر جاه تو ، ای خواجه شود هر عیال

بر لوح قلم رفت بدین فرخ فال

ای خواجه ، بحرمت خدای متعال

کین فال که بنده زد ببینی امسال


متن کامل شعر را ببینید ...

ازرقی هروی
 

کمال‌الدین اسماعیل » رباعیات » شمارهٔ ۵۵۰

 

ای سعد فلک را ز رخ خوب تو فال

وی مرغ کرم را ز سخایت پروبال

چشم رهی از جمال تو دور مباد

هر چند ز تو دور شود عین کمال


متن کامل شعر را ببینید ...

کمال‌الدین اسماعیل
 

کمال‌الدین اسماعیل » رباعیات » شمارهٔ ۵۵۱

 

خاک سر کوی آن بت مشکین خال

می بوسیدم دوش باومید وصال

پنهان ز رقیب آمد و در گوشم گفت

می خور غم ما و خاک در لب می مال


متن کامل شعر را ببینید ...

کمال‌الدین اسماعیل
 

کمال‌الدین اسماعیل » رباعیات » شمارهٔ ۵۵۲ - قال الملک السعید شهاب الدین سلیمانشاه و ارسل به

 

چون نیست مرا بخدمتت راه وصال

سر بر خط دیوان تو دارم همه سال

گفتم بفلک در تو چه نقصان آید

گر زآنکه رسانیم زمانی بکمال؟


متن کامل شعر را ببینید ...

کمال‌الدین اسماعیل
 

قدسی مشهدی » رباعیات » شمارهٔ ۴۵۹

 

هنگامه اهل وجد می‌باید و حال

تا مرد برد راه به معنی ز خیال

پرهیز اولی ز صحبت ساختگان

در مجلس تصویر، فزاید چه کمال


متن کامل شعر را ببینید ...

قدسی مشهدی
 

جامی » دیوان اشعار » فاتحة الشباب » رباعیات » شمارهٔ ۷۵

 

بگذر به دیار یارم ای پیک شمال

بر خاک رهش به جای من دیده بمال

ور قصه حال من کند از تو سوال

قل مات من الهجر علی اصعب حال


متن کامل شعر را ببینید ...

جامی
 

[۱] [۲] [۳] [۴] … [صفحهٔ آخر]