گنجور

اشعار مشابه

 

مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۶۱۷

 

جامی که بگیرم میش انوار بود

بینی که بگویم همه اسرار بود

در هر طرفی که بنگرد دیدهٔ من

بی‌پرده مرا ضیاء دلدار بود


متن کامل شعر را ببینید ...

جلال الدین محمد مولوی
 

مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۶۴۴

 

چون نیستی تو محض اقرار بود

هستی تو سرمایهٔ انکار بود

هرکس که ز نیستی ندارد بوئی

کافر میرد اگرچه دیندار بود


متن کامل شعر را ببینید ...

جلال الدین محمد مولوی
 

سعدی » مواعظ » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۲۷

 

جائی که درخت عیش پربار بود

در در نظر و گهر در انبار بود

آنجا همه کس یار وفادار بود

یار آن یار است که در بلا یار بود


متن کامل شعر را ببینید ...

سعدی شیرازی
 

سنایی » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۷۱

 

آن ذات که پروردهٔ اسرار بود

از مرگ نیندیشد و هشیار بود

تیمار همی خوری که در خاک شوم

در خاک یکی شود که در نار بود


متن کامل شعر را ببینید ...

سنایی غزنوی
 

عطار » مختارنامه » باب هشتم: در تحریض نمودن به فنا و گم بودن در بقا » شمارهٔ ۲۸

 

چون نیستی تو محض اقرار بود

هستیت ز سرمایهٔ انکار بود

هر کس که ز نیستی ندارد بوئی

کافر میرد اگرچه دیندار بود


متن کامل شعر را ببینید ...

عطار نیشابوری
 

خلیل‌الله خلیلی » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۲۸

 

تا این خرد خام تو، معیار بود

این ساختن و شکستت کار بود

تنها نه سرت به پای من خورد به سنگ

هر جا که روی تو سنگ و دیوار بود


متن کامل شعر را ببینید ...

خلیل‌الله خلیلی
 

کمال‌الدین اسماعیل » رباعیات » شمارهٔ ۳۷۳

 

آسوده تنی کز تو بتیمار بود

شادان دل آن کز تو بغم خوار بود

آن تن که نه خستۀ تو افگار بود

وان دل که نه کشتۀ تو مردار بود


متن کامل شعر را ببینید ...

کمال‌الدین اسماعیل
 

قدسی مشهدی » رباعیات » شمارهٔ ۳۱۲

 

در عشق، کسی که نو گرفتار بود

باید به جگرسوخته‌ای یار بود

گردید چو طفل، گرم آتش‌بازی

باید دگری ازو خبردار بود


متن کامل شعر را ببینید ...

قدسی مشهدی
 

قدسی مشهدی » رباعیات » شمارهٔ ۳۱۳

 

عاشق که مدام محو دلدار بود

کی جز به نظاره‌اش سر و کار بود

حیرت‌زده را که دارد از حیرت باز؟

آیینه گرسنه چشم دیدار بود


متن کامل شعر را ببینید ...

قدسی مشهدی
 

ابن یمین » دیوان اشعار » رباعیات » شمارهٔ ۳۰۶

 

هر کس که نصیحت بر او خوار بود

وانکو ببدی خود گرفتار بود

پندش مده ار چند بود فرزندت

یاری مکنش ور چه ترا یار بود


متن کامل شعر را ببینید ...

ابن یمین فریومدی
 

ابوالحسن فراهانی » دیوان اشعار » رباعیات » شمارهٔ ۷۹

 

ای آن که تو را میل به گلزار بود

دانی که چرا گل همه رخسار بود

یعنی که مرا مبو که معشوقان را

از عاشق خویش روی در کار بود


متن کامل شعر را ببینید ...

ابوالحسن فراهانی
 

اوحدالدین کرمانی » دیوان رباعیات » الباب الاول: فی التوحید و التقدیس و الذکر و نعت النبوة » شمارهٔ ۱۹۳ - الاسرار

 

در عالم عشق هر که را یار بود

صندوق وجودش همه اسرار بود

با این همه گر زخود نشانی بدهد

در حال مقامش رسن و دار بود


متن کامل شعر را ببینید ...

اوحدالدین کرمانی
 

جویای تبریزی » دیوان اشعار » رباعیات » شمارهٔ ۵۶

 

هر کس که ملایمت به او یار بود

از خست پیشگان در آزار بود

مانند مگس که از تمام اعضا

با گوشهٔ چشم بیشتر کار بود


متن کامل شعر را ببینید ...

جویای تبریزی
 

جویای تبریزی » دیوان اشعار » رباعیات » شمارهٔ ۵۷

 

حیف از صنمی که زشت کردار بود

با هر خس و خاریش سروکار بود

از نعمت حسنش مطلب کام مراد

گندم گونی که نان بازار بود


متن کامل شعر را ببینید ...

جویای تبریزی
 

جویای تبریزی » دیوان اشعار » رباعیات » شمارهٔ ۵۸

 

با چشم تو آنرا که سروکار بود

در مخمصهٔ عجب گرفتار بود

از یک نگهت جان به سلامت نبرد

هر چند که دل داده جگردار بود


متن کامل شعر را ببینید ...

جویای تبریزی
 

اهلی شیرازی » دیوان اشعار » رباعیات » شمارهٔ ۲۸۰

 

با آنکه زبان کلید هر کار بود

گوش از خمشی رسته ز آزار بود

باغیست تن و گوش گل بی خارست

کم گو که زبان گل پر از خار بود


متن کامل شعر را ببینید ...

اهلی شیرازی
 

اهلی شیرازی » دیوان اشعار » رباعیات » شمارهٔ ۲۸۶

 

آسوده بود هر که کم آزار بود

آزار کننده خود دل افکار بود

آزاده بود هما که مرغان نکشد

شاهین که کشنده شد گرفتار بود


متن کامل شعر را ببینید ...

اهلی شیرازی
 

اهلی شیرازی » دیوان اشعار » رباعیات » شمارهٔ ۳۰۰

 

درویش سخی را همه کس یار بود

وز منعم ممسک همه را عار بود

خاری که گلی دهد عزیزست چو گل

گلبن که گلی نیاورد خار بود


متن کامل شعر را ببینید ...

اهلی شیرازی
 

اهلی شیرازی » دیوان اشعار » رباعیات » شمارهٔ ۳۰۵

 

هر بیخردی که نخوتش کار بود

گر شاخ گلست در نظر خار بود

زان بر سر سرو ناز زد فاخته پای

کو را همه کبر و ناز بر بار بود


متن کامل شعر را ببینید ...

اهلی شیرازی
 

اهلی شیرازی » دیوان اشعار » رباعیات » شمارهٔ ۳۰۶

 

آدم ز ادب فرشته اطوار بود

با خلق خدا بخلق در کار بود

هر کس که ز کبر پشت بر دیوارست

آدم نبود صورت دیوار بود


متن کامل شعر را ببینید ...

اهلی شیرازی
 

[۱] [۲]