گنجور

سوزنی سمرقندی » دیوان اشعار » هزلیات » رباعیات » شمارهٔ ۴۵

 

هم خانه سرست و سوزنی خر بنده

هست از خر و خر بنده جهان پرخنده

امشب یکتا کردم و فردا من و خر

کاه و جو هجو و آخر آگنده

سوزنی سمرقندی
 

سید حسن غزنوی » دیوان اشعار » رباعیات » شمارهٔ ۱۵۶

 

ای عزم تو بر دولت و دین آکنده

وی زلزله بر جان ملوک افکنده

والله که ز تو خصم نماند زنده

صادق صبح است این زبان بنده

سید حسن غزنوی
 

اوحدالدین کرمانی » دیوان رباعیات » الباب الثالث: فی ما یتعلق باحوال الباطن و المرید » شمارهٔ ۱۴۷

 

بردارندت اگر شوی افکنده

و آزاد شوی اگر بمیری بنده

حق را خواهی بساز همچون مردان

با گوشهٔ مسجدی و دلقی ژنده

اوحدالدین کرمانی
 

اوحدالدین کرمانی » دیوان رباعیات » الباب السادس: فی ما هو جامع لشرایط العشق و المشاهَده و الحسن و الموافقه و ما یلیق بهذا الباب » شمارهٔ ۱۴۸

 

در عشق دلی باید و جانی زنده

کان را باید به درد دل سازنده

ور زانک تو کنج عافیت می طلبی

رو رو که تو عشق را نشایی بنده

اوحدالدین کرمانی
 

اوحدالدین کرمانی » دیوان رباعیات » الباب الثامن: فی الخصال المذمومة و ما یتولد منها » شمارهٔ ۶۱

 

تا گوش دلت به غفلت است آکنده

دل را تو مپندار که گردد زنده

شرمت ناید از آنک از خون تو بود

سلطان باشد تو را تو او را بنده

اوحدالدین کرمانی
 

اوحدالدین کرمانی » دیوان رباعیات » الباب الثامن: فی الخصال المذمومة و ما یتولد منها » شمارهٔ ۶۲

 

زین سان که تُوی دیده به خاک آکنده

دشوار توان کرد تو را بیننده

بیدار شود خفته به یک بانگ ولیک

مرده نشود به هیچ بانگی زنده

اوحدالدین کرمانی
 

همام تبریزی » رباعیات » شمارهٔ ۸۴

 

ای طبع تو را جان لطیفان بنده

ساز تو مزاج طبع را سازنده

در خدمت تو همه چو چنگ استاده

وز غایت شرم سر به پیش افکنده

همام تبریزی
 

ابن یمین » دیوان اشعار » رباعیات » شمارهٔ ۶۰۳

 

او شاه منست و من مرا ورا بنده

من خود همه اویم و بدو ماننده

چون از لبش آب زندگانی خوردم

مانند خضر همیشه باشم زنده

ابن یمین فریومدی
 

حزین لاهیجی » رباعیات » شمارهٔ ۲۳۴

 

ای صیت بزرگی به جهان افکنده

دین را به درم داده، شکم آکنده

فردا نبود یکی به معیارِ قبول

مقدارِ خدابنده و دنیابنده

حزین لاهیجی
 

حزین لاهیجی » رباعیات » شمارهٔ ۲۳۵

 

ای بندهٔ دهرِ دون نواز گنده

با ک..ن خری ساخته، چون خربنده

از پستی و سرمستی و دیوانگیت

دشمن در خنده، دوستان شرمنده

حزین لاهیجی