گنجور

اشعار مشابه

 

انوری » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۳۷۶

 

با روز رخ تو گرچه ای روت چو ماه

از روز و شب جهان نبودم آگاه

بنمود چو چشم بد فروبست این راه

شبهای فراق تو مرا روز سیاه


متن کامل شعر را ببینید ...

انوری ابیوردی
 

انوری » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۳۷۷

 

از بهر هلال عید آن مه ناگاه

بر بام دوید و هر طرف کرد نگاه

هرکس که بدید گفت سبحان‌الله

خورشید برآمدست و می‌جوید ماه


متن کامل شعر را ببینید ...

انوری ابیوردی
 

انوری » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۳۷۸

 

با من به سخن درآمد امروز پگاه

آن لاغری که دارمش از پی راه

گفتا که طمع نیست مرا باری جو

چندان که ببویم ای مسلمانان کاه


متن کامل شعر را ببینید ...

انوری ابیوردی
 

عطار » مختارنامه » باب نوزدهم: در ترك تفرقه گفتن و جمعیت جستن » شمارهٔ ۶

 

شد از تو جهان بیرخ آن ماه سیاه

گو شو که جهان سیاه گردد بیماه

او را تو برای خویشتن میطلبی

پس عاشق خویش بودهیی چندین گاه


متن کامل شعر را ببینید ...

عطار نیشابوری
 

عطار » مختارنامه » باب سی‏ام: در فراغت نمودن از معشوق » شمارهٔ ۳۰

 

اندهگن توییم از دیری گاه

در ما نگر، ای مرا ز اندوه پناه

کانها که به حسن گوی بردند زماه

کردند در اندوهگن خویش نگاه


متن کامل شعر را ببینید ...

عطار نیشابوری
 

عطار » مختارنامه » باب سی و پنجم: در صفت روی و زلف معشوق » شمارهٔ ۱۰

 

ای روی چو آفتابِ تو پشت سیاه

بی پشتی تو مه ننهد روی به راه

از روی توآفتاب را پشت شکست

وز روی تو پشتِ دست میخاید ماه


متن کامل شعر را ببینید ...

عطار نیشابوری
 

سلمان ساوجی » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۲۰

 

چون حال دل من ز غمت گشت تباه

آویخت در آن زلف دل آشوب سیاه

ز آنسان که در آتش سقر اهل گناه

آرند به مار و کژدم از عجز پناه


متن کامل شعر را ببینید ...

سلمان ساوجی
 

سلمان ساوجی » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۲۱

 

با منعم خود برون منه پای ز راه

عصیان ولی نعم گناهست گناه

در منعم خود که او دواتست، چو کلک

بگشاد زبان او سیه گشت سیاه


متن کامل شعر را ببینید ...

سلمان ساوجی
 

شاه نعمت‌الله ولی » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۲۷۹

 

یا رب دانی که من بگاه و بیگاه

جز در تو نکردم ز چپ و راست نگاه

حسن تو چو ماه و شاهدان چون آبند

در آب نظر می کنم و بینم ماه


متن کامل شعر را ببینید ...

شاه نعمت‌الله ولی
 

ابن حسام خوسفی » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۸۴

 

اکنون که نماند مایه حشمت و جاه

آمد اجل و گرفت ما را سر راه

کردیم دراز پای بر بستر مرگ

چون دست تصرف ز تعلق کوتاه


متن کامل شعر را ببینید ...

ابن حسام خوسفی
 

عنصری » رباعیات » شمارهٔ ۵۵

 

با روز رخ تو گرچه ای دوست چو ماه

از روز و شب جهان نبودم آگاه

بنمود چو چشم بد فروبست آن ماه

شبهای فراق تو مرا روز سیاه


متن کامل شعر را ببینید ...

عنصری بلخی
 

عنصری » رباعیات » شمارهٔ ۵۸

 

گفتم چشمم کرد بزلف تو نگاه

چون گشت دلم برنگ زلف تو سیاه

گفت او نبرد مگر به بیراهی راه

زیرا که نگیرد آن لب او را بگناه


متن کامل شعر را ببینید ...

عنصری بلخی
 

عنصری » رباعیات » شمارهٔ ۵۹

 

از چهره و حسنشان همی تابد ماه

بر ماه شکسته زلفشان گیرد راه

با چهرۀ اینچنین بتان دلخواه

من چون دارم خویشتن از عشق نگاه


متن کامل شعر را ببینید ...

عنصری بلخی
 

عنصری » رباعیات » شمارهٔ ۶۰

 

منگر تو بدو تا نشود دلت از راه

ور سیر شدی ز دل برو کن تو نگاه

ور درد نخواهی تو برو عشق مخواه

عشق ار خواهی مکن دل از درد تباه


متن کامل شعر را ببینید ...

عنصری بلخی
 

امیر معزی » رباعیات » شمارهٔ ۱۵۳

 

خورشید بر آسمان نپیماید راه

زان‌ گونه که بر زمین سپه راند شاه

جز شاه ملکشاه به یک نیمهٔ ماه

از دجله به جیحون که کشیدست سپاه


متن کامل شعر را ببینید ...

امیر معزی نیشابوری
 

امیر معزی » رباعیات » شمارهٔ ۱۵۴

 

دارند همه شگفت میران سپاه

از ابلق شاه و ابرش فرخ شاه

فرق است میان هر دو سبحان الله

کین سیر زحل دارد و آن رفتن ماه


متن کامل شعر را ببینید ...

امیر معزی نیشابوری
 

کمال‌الدین اسماعیل » رباعیات » شمارهٔ ۷۴۸

 

ای دوست اگر نیی ز حالم آگاه

کز دست تو دارم همه احوال تباه

اینک چشمم گواه اگر رنجه شوی

در روی تو بگذرانم این هر دو گواه


متن کامل شعر را ببینید ...

کمال‌الدین اسماعیل
 

کمال‌الدین اسماعیل » رباعیات » شمارهٔ ۷۴۹

 

ای راه وصال تو درازی کوتاه

جز بندگی تو هر چه کردیم، گناه

اومید نداند بسر کوی تو راه

و اندیشه نیارد که کند در تو نگاه


متن کامل شعر را ببینید ...

کمال‌الدین اسماعیل
 

کمال‌الدین اسماعیل » رباعیات » شمارهٔ ۷۵۰

 

یاران منا، چه بودتان از ناگاه

کاندر پی یکدیگر برفتید بگاه؟

ماهی بدو هفته گر برآید هر ماه

دیدم که بیک هفته فرو رفت دوماه


متن کامل شعر را ببینید ...

کمال‌الدین اسماعیل
 

ظهیر فاریابی » رباعیات » شمارهٔ ۸۴

 

گر عارضه ای روی نمودت ای شاه،

خوش باش کزو نیافت نقصان به تو راه!

زین پس بودت فزونی حشمت و جاه

زیرا که پس از محاق بفزاید ماه


متن کامل شعر را ببینید ...

ظهیر فاریابی
 

[۱] [۲] [۳] [۴]