گنجور

ابوسعید ابوالخیر » رباعیات نقل شده از ابوسعید از دیگر شاعران » رباعی شمارهٔ ۱۵۱

 

از درد نشان مده که در جان تو نیست

بگذر ز ولایتیکه آن زان تو نیست

از بی‌خردی بود که با جوهریان

لاف از گهری زنی که در کان تو نیست

ابوسعید ابوالخیر
 

مجد همگر » دیوان اشعار » رباعیات » شمارهٔ ۲۰۶

 

سر نیست که در قبضه فرمان تو نیست

دل نیست که در طاعت و پیمان تو نیست

از پرورش جود به عهد تو نماند

یک نفس که پروده احسان تو نیست

مجد همگر
 

ابن یمین » دیوان اشعار » رباعیات » شمارهٔ ۱۲۶

 

گر دور فلک تابع فرمان تو نیست

جز صبر درینواقعه درمان تو نیست

گر ملک جهان از تو ستاند دشمن

غمگین مشو ایدوست که آن آن تو نیست

ابن یمین
 

امیرعلیشیر نوایی » دیوان اشعار فارسی » رباعیات » شمارهٔ ۱۴

 

دل نیست که در زلف پریشان تو نیست

جان نیست که سرگشته هجران تو نیست

گویی که دلت زان منست آن تو نیست

جان آن منست گوئیا جان تو نیست

امیرعلیشیر نوایی
 

نشاط اصفهانی » دیوان اشعار » رباعیات » شمارهٔ ۱۵

 

سر نیست که خم ز بار احسان تو نیست

یا گوی صفت در خم چو گان تو نیست

جز دست فنا که تا ابد کوته باد

دستی نه که امروز بدامان تو نیست

نشاط اصفهانی
 

صفای اصفهانی » دیوان اشعار » رباعیات » شمارهٔ ۱

 

این قطب وجود جسم بیجان تو نیست

این دائره بی نقطه سلطان تو نیست

این باد و بساط بی سلیمان تو نیست

آن نیست که در قبضه فرمان تو نیست

صفای اصفهانی