گنجور

خاقانی » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۶۲

 

آن شب که دلم نزد تو مهمان باشد

جانم همه در روضهٔ رضوان باشد

جانم بر توست لیک فرمان باشد

کامشب تن من نیزد بر جان باشد

خاقانی شروانی
 

اثیر اخسیکتی » دیوان اشعار » رباعیات » شمارهٔ ۲۱

 

چندانکه مجال وهم انسان باشد

بر بنده، سخن گذاری آسان باشد

با اینهمه، چون ببارگاه تو رسد

ران ملخ و خوان سلیمان باشد

اثیر اخسیکتی
 

اوحدالدین کرمانی » دیوان رباعیات » الباب السادس: فی ما هو جامع لشرایط العشق و المشاهَده و الحسن و الموافقه و ما یلیق بهذا الباب » شمارهٔ ۶۲

 

در عالم عشق کفر ایمان باشد

آنجای گناه و توبه یکسان باشد

جایی که عبادت می و مستی دانند

آنجای نماز و روز عصیان باشد

اوحدالدین کرمانی
 

اوحدالدین کرمانی » دیوان رباعیات » الباب العاشر: البهاریات » شمارهٔ ۶۹

 

گفتم که دلم گفت پریشان باشد

ویران زبرای چه برین سان باشد

گفتا که دل تو وقف اندوه من است

رسم است همیشه وقف ویران باشد

اوحدالدین کرمانی
 

کمال‌الدین اسماعیل » رباعیات » شمارهٔ ۳۰۰

 

پیوسته ترا حال پریشان باشد

خرج تو همه ز کیسۀ جان باشد

این مایۀ عمر صرف در چیزی کن

کآنگاه که این نباشدت آن باشد

کمال‌الدین اسماعیل
 

مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۷۸۷

 

گر ما نه همه تنور سوزان باشد

ناگه ز درم درآی گرم آن باشد

چون وعده دهی نیابی سرد آن باشد

سرما نه همه سرد زمستان باشد

جلال الدین محمد مولوی
 

مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۸۱۷

 

مرغی که ز باغ پاکبازان باشد

هم سرکش و هم سرخوش و شادان باشد

گر سر بکشد ز سرکشان میرسدش

کاندر سر او غرور بازان باشد

جلال الدین محمد مولوی
 

سعدی » مواعظ » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۶

 

هر کس که درست قول و پیمان باشد

او را چه غم از شحنه و سلطان باشد

وان خبث که در طبیعت ثعبانست

او را به از ان نیست که پنهان باشد

سعدی شیرازی
 

حکیم نزاری » رباعیات » شمارهٔ ۸۸

 

پیوند حقیقی کشش جان باشد

نه وصل عنان گیر، نه هجران باشد

گر شخص به من نماید انجاگو باش

جان می‌باید که پیش جانان باشد

حکیم نزاری قهستانی
 

حکیم نزاری » رباعیات » شمارهٔ ۸۹

 

می آینه‌ی خاطر رخشان باشد

جانست وز جان چه خوش‌ترست آن باشد

دانی که کجا بود چنین جان پرور

در خدمت اتسزبن طوغان باشد

حکیم نزاری قهستانی
 

ابن یمین » دیوان اشعار » رباعیات » شمارهٔ ۲۲۲

 

آن دل که بر او مهر تو تابان باشد

میسوزد و شمعوار خندان باشد

تو جان منی و تا ابد خواهد بود

از تو نبرم تا ببرم جان باشد

ابن یمین فریومدی
 

ابن یمین » دیوان اشعار » رباعیات » شمارهٔ ۲۸۷

 

هر چند که فرزند بسامان باشد

دردیست که بی مایه درمان باشد

از زیستنش رنج فراوان باشد

وز مردن او خرابی جان باشد

ابن یمین فریومدی
 

ابن یمین » دیوان اشعار » رباعیات » شمارهٔ ۳۴۳

 

هرچ آن هنر جمله بزرگان باشد

و اسباب سیادت سترکان باشد

کردم طلب و یافتم اما چه کنم

چون بره نر بهره گرگان باشد

ابن یمین فریومدی
 

ابن یمین » دیوان اشعار » رباعیات » شمارهٔ ۳۴۸

 

غریب اگر چه وزیر شه جهان باشد

همیشه میل دلش سوی خانمان باشد

اگر چه ساعد شاهان بود نشیمن باز

ولی بکام دل باز آشیان باشد

ابن یمین فریومدی
 

جلال عضد » دیوان اشعار » رباعیّات » شمارهٔ ۱۸

 

تا گردش نُه گنبد گردان باشد

تا عالم امتزاج و ارکان باشد

تا معدن و تا نبات و حیوان باشد

سلطان جهان طغی تمورخان باشد

جلال عضد
 

اهلی شیرازی » دیوان اشعار » رباعیات » شمارهٔ ۳۲۲

 

آدم که نتش سرای ویران باشد

تا در نگری خاک پریشان باشد

مد الفی که بر سر آدمی است

بر حرف وجودش خط بطلان باشد

اهلی شیرازی
 

مشتاق اصفهانی » دیوان اشعار » رباعیات » شمارهٔ ۸۳

 

آنرا که نه دانش و نه عرفان باشد

حاشا که ز معصیت گریزان باشد

از جرم و گنه بیخبران را چه گریز

کج‌کج رفتن لازم مستان باشد

مشتاق اصفهانی
 

مشتاق اصفهانی » دیوان اشعار » رباعیات » شمارهٔ ۸۴

 

هرکس که بجرگ نکته سنجان باشد

چون من نه خوش آهنگ و خوش‌الحان باشد

در باغ بود هزار بلبل اما

زآن جمله یکی هزار دستان باشد

مشتاق اصفهانی
 

حزین لاهیجی » رباعیات » شمارهٔ ۱۴۴

 

گردد چو خراب تن، چه غم؟ جان باشد

ویران چو شود حباب، عمّان باشد

داد و ستد عشق زیانش سود است

گر جان برود چه باک؟ جانان باشد

حزین لاهیجی
 

سعیدا » دیوان اشعار » رباعیات » شمارهٔ ۵۶

 

باید که تو را نظر به خاصان باشد

نی بر گلهٔ عام، پریشان باشد

ما منتظر کرشمهٔ ناز توایم

حیف است تجلی به رقیبان باشد

سعیدا