گنجور

عنصری » رباعیات » شمارهٔ ۳۴

 

هم غالیه زلفینی و هم سیم اندام

هم روی نکو داری و هم نیکونام

دو لب چو مدام داری و زلف چو دام

من مانده بدام دایم از بهر مدام

عنصری بلخی
 

فرخی سیستانی » دیوان اشعار » رباعیات » شمارهٔ ۲۵

 

هر چند که از تو بوسه یابم گه بام

در آخر شب مرا هوس آید کام

بوسه بده و کنار برتست حرام

نشنودستی درو غزن باشد شام

فرخی سیستانی
 

قطران تبریزی » دیوان اشعار » رباعیات » شمارهٔ ۱۰۸

 

افتادم در دام بتی سیم اندام

وز صحبت او دلم رسیده است بکام

تا من بزیم مرا تمام است خوشی

گر دلبر من بسر برد مهر تمام

قطران تبریزی
 

مسعود سعد سلمان » دیوان اشعار » رباعیات » شمارهٔ ۲۲۴

 

ای زرین نام لعبت سیم اندام

زر تو و سیم تو نه پخته ست و نه خام

در کس منگر به بی نیازی بخرام

زیرا که توانگری به اندام و به نام

مسعود سعد سلمان
 

ابوالفرج رونی » دیوان اشعار » رباعیات » شمارهٔ ۳۵

 

ای رایت شه گرفته از نام تو نام

طبع تو به نظم داده انصاف کلام

هر شه بیتی ز نظم تو دیده تمام

در جلوه عروس نطق را هفت اندام

ابوالفرج رونی
 

انوری » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۲۸۷

 

چرخا زحلت نحس‌ترست یا بهرام

زهره‌ت غر و مشتریت مغرور به نام

تیرت ز منافقی نه پخته‌ست و نه خام

خورشید تو قحبه است و ماهت نه تمام

انوری ابیوردی
 

انوری » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۲۸۸

 

ای زیر همای همتت چرخ مدام

کبک از نظرت گرفته با باز آرام

اقبال تو شاهین و کبوتر ایام

سیمرغ نظیر خسرو طوطی نام

انوری ابیوردی
 

انوری » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۲۸۹

 

رفتم چو نبود بیش از این جای مقام

هرچند به نزدیک تو بودم آرام

کس را به جهان مباد ای سیم‌اندام

رفتن نه به اختیار و بودن نه به کام

انوری ابیوردی
 

انوری » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۲۹۰

 

از مشرق دست گوهر آل نظام

ده ماه تمام را طلوعست مدام

اینک بنگر که آن خداوند کرام

بفکند مه نوی ز هر ماه تمام

انوری ابیوردی
 

انوری » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۲۹۱

 

دل فرق نمی‌کند همی دانه ز دام

راهیش به جامعست و راهیش به جام

با این همه ما و می و معشوقه به کام

در مصطبه پخته به که در صومعه خام

انوری ابیوردی
 

مجیرالدین بیلقانی » دیوان اشعار » رباعیات » شمارهٔ ۱۰۲

 

یک دست به مصحف و دگر دست به جام

گه نزد حلال مانده گه نزد حرام

ماییم درین عالم ناپخته خام

نه کافر مطلق نه مسلمان تمام

مجیرالدین بیلقانی
 

مهستی گنجوی » رباعیات » رباعی شمارۀ ۱۱۹

 

ای فتنهٔ خاص ای بلای دل عام

خورشید فلک روی تو را گشته غلام

در بلخ اگر برآئی ای مه بر بام

در چاه رفو کند قصب کور به شام

مهستی گنجوی
 

خاقانی » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۲۱۰

 

احکام شریعت است چون شارع عام

بیرون مرو از راه شریعت یک گام

هرکس که سر از حکم شریعت پیچد

در مذهب اهل معرفت نیست تمام

خاقانی شروانی
 

خاقانی » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۲۱۵

 

ای پیش تو مهر و ماه و تیر و بهرام

بر جیس و زحل، زهره حمل ثور غلام

جوزا سرطان خوشه کمان شیرت رام

میزان، عقرب، دلو، بره حوت به دام

خاقانی شروانی
 

خاقانی » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۲۲۹

 

سروی است سیاه چرده آن ماه تمام

بر آب دو عارضش خطی آتش فام

شکل خط او به گرد عارض مادام

چون سرخی مغرب است در اول شام

خاقانی شروانی
 

خاقانی » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۲۴۸

 

گردون قفسی است سبز پرچشمه چو دام

مرغان همه زین قفس پریدند مدام

دیری است در این قفس ندیده است ایام

یک مرغ چو من همای خاقانی نام

خاقانی شروانی
 

عطار » مختارنامه » باب نهم: در مقام حیرت و سرگشتگی » شمارهٔ ۱۰

 

مائیم در اوفتاده چون مرغ به دام

دلخستهٔ روزگار و آشفته مدام

سرگشته درین دایرهٔ بی در وبام

ناآمده برقرار و نارفته به کام

عطار نیشابوری
 

اوحدالدین کرمانی » دیوان رباعیات » الباب الثالث: فی ما یتعلق باحوال الباطن و المرید » شمارهٔ ۲۱۲

 

یک دست به مصحفیم و یک دست به جام

گه نزد حلالیم و گهی نزد حرام

نه پختهٔ پخته ایم و نه خامی خام

نه کافر مطلق نه مسلمان تمام

اوحدالدین کرمانی
 

اوحدالدین کرمانی » دیوان رباعیات » الباب الثامن: فی الخصال المذمومة و ما یتولد منها » شمارهٔ ۶۹

 

با دل گفتم درآی از خواب تمام

زان پیش که روزگار برگیرد گام

دل گفت که از من مطلب بیداری

آخر نشنیده ای که النّاس ینام

اوحدالدین کرمانی
 

اوحدالدین کرمانی » دیوان رباعیات » الباب الحادی عشر: فی الطامات و فی الاقاویل المختلفة » الفصل الاول - فی الطامات » شمارهٔ ۱۶

 

هان ای ساقی درافکن آن باده به جام

باشد که شوم پخته از آن بادهٔ خام

سرمست به کام دل بپویم دو سه گام

تا کی غم نام و ننگ و مه ننگ و مه نام

اوحدالدین کرمانی
 
 
۱
۲
۳
۴