شیخ بهایی » کشکول » دفتر اول - قسمت دوم » بخش سوم - قسمت اول
راه در دوست آشکارا مسپار
نامحرم پا بود در این ره، رفتار
شیخ بهایی » کشکول » دفتر اول - قسمت سوم » بخش اول - قسمت اول
در رهی میرفت شبلی بیقرار
دید کناسی شده مشغول کار
شیخ بهایی » کشکول » دفتر چهارم - قسمت اول » بخش چهارم - قسمت دوم
گهی ریزندت از دریای اشعار
به جیب عقل گوهرهای اسرار
رضیالدین آرتیمانی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۳
آن روی چون ماه آن زلف چون مار
گیرم نمائی، کو تاب دیدار
خواهی که سازی زاهد برهمن
بردار پرده بنمای رخسار
گر آن پریرو بیپرده بودی
[...]
رضیالدین آرتیمانی » رباعیات » رباعی شماره ۵۴
در وادی معرفت نه گیر است و نه دار
کانجا همه بر هیچ نهٰادند سوار
رفتم که زمعرفت زنم دم، گفتا
دریا به دهان سگ مگردان مردار
رضیالدین آرتیمانی » رباعیات » رباعی شماره ۵۵
ای آنکه ز عشق تو مرا نیست قرار
زین بیش بدست غصه خاطر مسپار
بر هر بد و نیک پرتو انداز چو مهر
بر ناخوش و خوش گذر تو چون باد بهار
رضیالدین آرتیمانی » رباعیات » رباعی شماره ۵۶
تا کی ز جفای چرخ باشم من زار
جان خسته و دل شکسته خاطر افکار
چشمم بیدار بعکس بختم ایکاش
بختم بودی بجای چشمم بیدار
رضیالدین آرتیمانی » رباعیات » رباعی شماره ۵۷
فریاد که سبحه در کفم شد زنار
افسوس که یار عاقبت شد اغیار
گفتم که بهیچ کار هرگز نایم
چیزی نبودکه او نباشد در کار
نظیری نیشابوری » دیوان اشعار » رباعیات » شمارهٔ ۸۰
زین بیم که آورد طرب تفرقه بار
بلبل نکند به باغ یک جای قرار
گل جامه دریده بر سر شاخ آید
از بس که به دامنش درآویزد خار
نظیری نیشابوری » دیوان اشعار » رباعیات » شمارهٔ ۸۴
هرگز نشود دار فنا جای قرار
بی گریه کس از رحم نیاید به کنار
گل جامه دریده بر سر شاخ آید
از بس که به دامنش درآویزد خار
میرداماد » دیوان اشراق » رباعیات » شمارهٔ ۱۸۳
با عشق نشین دگر تو ای دل زنهار
وز غیر هوای عشق خود را باز آر
در هر علمی تو ذوفنون گردیدی
بنگر که چه حاصلت شده آخر کار
فصیحی هروی » دیوان اشعار » رباعیات » شمارهٔ ۹۱
نقشی که برین دو صفحه کردند نگار
طبعم گل تشبیه بر آن کرد نثار
بر خاک فتاده آن پریشان چون گل
بر گل بنشسته این بسامان چو غبار
فصیحی هروی » دیوان اشعار » رباعیات » شمارهٔ ۹۲
راه در دوست آشکارا مسپار
نامحرم پا بود درین ره رفتار
با پای چنان نه که نماند نقشی
یا نقش قدم با قدم خود بردار
فصیحی هروی » دیوان اشعار » رباعیات » شمارهٔ ۹۳
در راه تو سرها به هوای رفتار
رفتند به شاگردی پا دایرهوار
توفیق سموم دیده در بادیه ماند
و آن قافله راندند فرس پا بردار
فصیحی هروی » دیوان اشعار » رباعیات » شمارهٔ ۹۴
گر بشکافند مو به موی من زار
یک موی مرا تهی نیابند ز یار
گویند که دوست از تو دورست بسوز
پس جان مرا کیست در آغوش و کنار
کلیم » دیوان اشعار » رباعیات » شمارهٔ ۷۲
چون شاه جهان پادشه شیر شکار
گردید بدولت پی نخجیر سوار
روزی بتفنگ خاصیان چل آهو
افکند و نیفکند بیک صید دو بار
سلیم تهرانی » دیوان اشعار » رباعیات » شمارهٔ ۵۷
ای اهل سخن از کرمت شکرگزار
مثقال هنر پیش تمیزت خروار
در عهد تو سامان دگر یافت سخن
آری خرجش کم است و دخلش بسیار
قدسی مشهدی » رباعیات » شمارهٔ ۳۷۷
چون رفت ازین گنبد فیروزه حصار
معمار زمانه، نقطه نُه پرگار
بر لوح فلک گشت رقم تاریخش
افسوس افسوس از امیر معمار