گنجور

نصرالله منشی » کلیله و دمنه » باب الاسد و الثور » بخش ۲۷

 

بر بسته میان و در زده ناوک

بگشاده عنان و در چده دامن

نصرالله منشی
 

نصرالله منشی » کلیله و دمنه » باب الفحص عن امر دمنة » بخش ۷

 

خیره ماند از قیام غالب او

حمله شیر و حیلت روباه

نصرالله منشی
 

نصرالله منشی » کلیله و دمنه » باب الفحص عن امر دمنة » بخش ۱۵ - عاقبت مکر

 

بنده آن را چگونه گوید شکر

مهر و مه را چه گفت خاکستر؟

نصرالله منشی
 

نصرالله منشی » کلیله و دمنه » باب البوم و الغراب » بخش ۲ - زاغان و بومان

 

ای که بر چرخ ایمنی، زنهار

تکیه برآب کرده ای، هش دار».

نصرالله منشی
 

نصرالله منشی » کلیله و دمنه » باب القرد و السلحفاة » بخش ۷

 

به همه عمر یک خطا کردم

غم و تشویر صد خطا خوردم

به چه خدمت ز من شوی خشنود

تا من امروز گرد آن گردم؟

نصرالله منشی
 

نصرالله منشی » کلیله و دمنه » باب الملک والطائر فنزة » بخش ۴

 

شیطان سنان آب دارت را

ناداده شهاب کوب شیطانی

باران کمان کامگارت را

نادوخته روزگار بارانی

نصرالله منشی
 

نصرالله منشی » کلیله و دمنه » باب الملک و البراهمة » بخش ۱۹

 

زان می‌ که چو آه عاشقان از تف

انگشت کند بر آب زورق را

نصرالله منشی
 
 
sunny dark_mode