گنجور

صائب تبریزی » دیوان اشعار » تکبیتهای برگزیده » تک‌بیت شمارهٔ ۱۹

 

چون گل ز ساده لوحی، در خواب ناز بودیم

اشک وداع شبنم، بیدار کرد ما را

صائب تبریزی
 

صائب تبریزی » دیوان اشعار » تکبیتهای برگزیده » تک‌بیت شمارهٔ ۲۷

 

تا می‌توان گرفتن، ای دلبران به گردن

در دست و پا مریزید، خون حلال ما را

صائب تبریزی
 

صائب تبریزی » دیوان اشعار » تکبیتهای برگزیده » تک‌بیت شمارهٔ ۱۹۴

 

نخلی که از ثمر نیست، جز سنگ در کنارش

باد مراد داند، دمسردی خزان را

صائب تبریزی
 

صائب تبریزی » دیوان اشعار » تکبیتهای برگزیده » تک‌بیت شمارهٔ ۲۸۱

 

هرچند دیده‌ها را، نادیده می‌شماری

هر جا که پاگذاری، فرش است دیدهٔ ما

صائب تبریزی
 

صائب تبریزی » دیوان اشعار » تکبیتهای برگزیده » تک‌بیت شمارهٔ ۲۸۲

 

گفتیم وقت پیری، در گوشه‌ای نشینیم

شد تازیانهٔ حرص، قد خمیدهٔ ما

صائب تبریزی
 

صائب تبریزی » دیوان اشعار » تکبیتهای برگزیده » تک‌بیت شمارهٔ ۲۹۳

 

تا کرد ترک می دلم، یک شربت آب خوش نخورد

بیمار شد طفل یتیم، از اختلاف شیرها

صائب تبریزی
 

صائب تبریزی » دیوان اشعار » تکبیتهای برگزیده » تک‌بیت شمارهٔ ۳۴۰

 

در چشم پاکبازان، آن دلنواز پیداست

آیینه صاف چون شد، آیینه ساز پیداست

صائب تبریزی
 

صائب تبریزی » دیوان اشعار » تکبیتهای برگزیده » تک‌بیت شمارهٔ ۳۴۱

 

غیر از خدا که هرگز، در فکر او نبودی

هر چیز از تو گم شد، وقت نماز پیداست

صائب تبریزی
 

صائب تبریزی » دیوان اشعار » تکبیتهای برگزیده » تک‌بیت شمارهٔ ۴۱۴

 

خمیازهٔ نشاط است، روی گشادهٔ گل

ورنه که از ته دل، در این جهان شکفته است ؟

صائب تبریزی
 

صائب تبریزی » دیوان اشعار » تکبیتهای برگزیده » تک‌بیت شمارهٔ ۷۳۹

 

از شوق آن بر و دوش، روزی بغل گشودم

آغوش من چو محراب، دیگر به هم نیامد

صائب تبریزی
 

صائب تبریزی » دیوان اشعار » تکبیتهای برگزیده » تک‌بیت شمارهٔ ۹۴۳

 

از سنگلاخ دنیا، ای شیشه بار بگذر

چون سیل نو بهاران، زین کوهسار بگذر

صائب تبریزی
 

صائب تبریزی » دیوان اشعار » تکبیتهای برگزیده » تک‌بیت شمارهٔ ۹۴۴

 

هنگام بازگشت است، نه وقت سیر و گشت است

با چهرهٔ خزانی، از نو بهار بگذر

صائب تبریزی
 

صائب تبریزی » دیوان اشعار » تکبیتهای برگزیده » تک‌بیت شمارهٔ ۱۰۱۵

 

بر دشمنان شمردم، عیب نهانی خویش

خود را خلاص کردم، از پاسبانی خویش

صائب تبریزی
 

صائب تبریزی » دیوان اشعار » تکبیتهای برگزیده » تک‌بیت شمارهٔ ۱۰۱۷

 

در دشت با سرابم، در بحر یار آبم

چون موج در عذابم، از خوش عنانی خویش

صائب تبریزی
 

صائب تبریزی » دیوان اشعار » تکبیتهای برگزیده » تک‌بیت شمارهٔ ۱۰۸۱

 

چشم گشایش از خلق، نبود به هیچ بابم

در بزم بیسوادان، لب بسته چون کتابم

صائب تبریزی
 

صائب تبریزی » دیوان اشعار » تکبیتهای برگزیده » تک‌بیت شمارهٔ ۱۰۸۹

 

از خود مرا برون بر، تا کی در این خرابات

مستی و هوشیاری، سازد بلند و پستم

صائب تبریزی
 

صائب تبریزی » دیوان اشعار » تکبیتهای برگزیده » تک‌بیت شمارهٔ ۱۰۹۳

 

از جام بیخودی کرد، ساقی خدا پرستم

بودم ز بت پرستان، تا از خودی نرستم

صائب تبریزی
 

صائب تبریزی » دیوان اشعار » تکبیتهای برگزیده » تک‌بیت شمارهٔ ۱۰۹۴

 

راهی که راهزن زد، یک چند امن باشد

ایمن شدم ز شیطان، تا توبه را شکستم

صائب تبریزی
 

صائب تبریزی » دیوان اشعار » تکبیتهای برگزیده » تک‌بیت شمارهٔ ۱۲۸۴

 

سودای آب حیوان، بیم زیان ندارد

عمر سبک عنان را، صرف مدام گردان

صائب تبریزی
 

صائب تبریزی » دیوان اشعار » تکبیتهای برگزیده » تک‌بیت شمارهٔ ۱۲۸۵

 

کار جهان تمامی، هرگز نمی‌پذیرد

پیش از تمامی عمر، خود را تمام گردان

صائب تبریزی
 
 
۱
۲
۳
۶