گنجور

بابافغانی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۵۶۱

 

از گریه سوختیم و تو آهی نمی کنی

در آب و آتشیم و نگاهی نمی کنی

بهر تو در متاع خود آتش زدیم و هیچ

رحمی بحال خانه سیاهی نمی کنی

ما را ز پهلوی تو چو دل نامه شد سیاه

[...]

بابافغانی شیرازی