گنجور

اشعار مشابه

 

وحشی بافقی » گزیدهٔ اشعار » غزلیات » غزل ۱۵۲

 

یک ره سؤال کن گنه بی‌گناه خود

زین چشم پر تغافل اندک گناه خود

زان نیمه شب بترس که در تازد از جگر

تاکی عنان کشیده توان داشت آه خود

دادیم جان به راه تو ظالم چه می‌کنی

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

وحشی بافقی
 

محتشم کاشانی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۴۹

 

بر هر دلی که بند نهاد از نگاه خود

بردش به بند خانهٔ زلف سیاه خود

از راه نارسیده شهنشاه عشق او

عالم به باد داده ز گرد سپاه خود

گردید عام نشاء عشق آن چنانکه یافت

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

محتشم کاشانی