گنجور

مولوی » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۷

 

یار مرا غار مرا عشق جگرخوار مرایار تویی غار تویی خواجه نگهدار مرا
نوح تویی روح تویی فاتح و مفتوح توییسینه مشروح تویی بر در اسرار مرا
نور تویی سور تویی دولت منصور توییمرغ که طور تویی خسته به منقار مرا
قطره تویی بحر تویی لطف تویی قهر توییقند تویی زهر تویی بیش میازار مرا
حجره خورشید تویی خانه […]


متن کامل شعر را ببینید ...

مولوی
 

مولوی » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۹

 

آه که آن صدر سرا می‌ندهد بار مرامی‌نکند محرم جان محرم اسرار مرا
نغزی و خوبی و فرش آتش تیز نظرشپرسش همچون شکرش کرد گرفتار مرا
گفت مرا مهر تو کو رنگ تو کو فر تو کورنگ کجا ماند و بو ساعت دیدار مرا
غرقه جوی کرمم بنده آن صبحدممکان گل خوش بوی کشد جانب گلزار مرا
هر که […]


متن کامل شعر را ببینید ...

مولوی