گنجور

جامی » دیوان اشعار » فاتحة الشباب » غزلیات » شمارهٔ ۸۳۶

 

میوه باغ بهشت بلکه ازان نیز به
سیب زنخدان توست متعناالله به
خرقه پشمین چو به عاشق غمدیده را
کرده ام از غم به بر خرقه پشمین چو به
شد دل خلقی اسیر چند نهی گرد رخ
زلف شکن بر شکن جعد گره بر گره
زلف چو در پاکشان بگذری از بوی مشک
سوی تو عشاق را ره نشود مشتبه
شاهی و خوبان […]


متن کامل شعر را ببینید ...

جامی