گنجور

قاآنی » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۳۰۷ - در ستایش شاهزاده مبرور فریدون میرزای فرمانفرما فرماید

 

دوش چو بنهفت نوعروس ختن رو

شاهد زنگی‌ گره‌ گشاد ز ابرو

ترک من آمد ز ره چو شعلهٔ آتش

گرم و دم آهنج و تند و توسن و بدخو

چون سر زلف دو صد شکنج به عارض

چون خم جعدش دو صد ترنج بر ابرو

خم خم و چین چین گره ‌گره سر زلفش

از بر دوش اوفتاده تا سر زانو

تاب […]


متن کامل شعر را ببینید ...

قاآنی