گنجور

ناصرخسرو » دیوان اشعار » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۱۳۸

 

گنبد پیروزه‌گون پر ز مشاعلچند بگشته است گرد این کرهٔ گل؟
علت جنبش چه بود از اول بودش؟چیست درین قول اهل علم اوایل؟
کیست مر این قبه را محرک اول؟چیست از این کار کرد شهره به حاصل؟
از پس بی‌فعلی آنکه فعل ازو بوداز چه قبل گشت باز صانع و فاعل؟
جز که به حاجت نجنبد آنکه بجنبدوین نشود […]


متن کامل شعر را ببینید ...

ناصرخسرو
 

ناصرخسرو » دیوان اشعار » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۱۴۵

 

لشکر پیری فگند و قافله ذلناگه بر ساعدین و گردن من غل
غلغل باشد به هر کجا سپه آیدوین سپه از من ببرد یکسر غلغل
شاد مبادا جهان هگرز که او کردشادی و عز مرا بدل به غم و ذل
نفسم چون نال بود و جسمم چون کوهکوه شد آن نال و نال که به تبدل
نیک نگه کن […]


متن کامل شعر را ببینید ...

ناصرخسرو
 

رشیدالدین وطواط » قصاید » شمارهٔ ۱۳۰ - نیز در ستایش اتسز

 

ای ز حکیمان شنوده علم اوایل
هم ببراهین رسیده ، هم بدلایل
طبع تو افروخته بنور حقایق
جان تو آراسته بنقش فضایل
چند مسایل کنم سؤال ز حکمت
تا تو که گویی درین جواب مسائل؟
چیست فلک ؟ شکل او چگونه کردار؟
کیست مدیرش وزین مدار چه حاصل؟
وین کرهٔ گل بزیر چرخ چه چیزیست؟
بر زبرش وحش و طیر ساخته […]


متن کامل شعر را ببینید ...

رشیدالدین وطواط