گنجور

ظهیری سمرقندی » سندبادنامه » بخش ۱۱ - داستان کدخدای با زن و طوطی

 

من به عذاب اندرم، آری رواست

مجلس عالی به شراب اندرست

ظهیری سمرقندی
 

ظهیری سمرقندی » سندبادنامه » بخش ۱۲ - داستان مرد لشکری با معشوقه و شاگرد

 

زلف ترا کار بدانجا رسید

کز خم او غم به ثریا رسید

در بر تو صبر به تعجیل تاخت

بر در تو عقل به سودا رسید

ظهیری سمرقندی
 

ظهیری سمرقندی » سندبادنامه » بخش ۲۷ - داستان عشق و گنده پیر و سگ گریان

 

توبه زهاد بباید شکست

پرده عشاق بباید درید

هرچه نه جانست بباید فروخت

مهر چنان روی بباید خرید

ظهیری سمرقندی
 

ظهیری سمرقندی » سندبادنامه » بخش ۳۳ - آمدن کنیزک روز ششم به حضرت شاه

 

وعده تو زان به درنگ اندر است

کاین دل مسکینت به جنگ اندراست

تو رسن کار گرفتی فراخ

کار من امروز به تنگ اندر است

ظهیری سمرقندی