گنجور

شعرهای با وزن «مفتعلن فاعلن مفتعلن فاعلن (منسرح مطوی مکشوف)» و حروف قافیهٔ «سان»

 

اوحدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۰۴

 

ای کس ما، چون شدی باز مطیع کسان؟

بی‌خبریم از لبت، هم خبری می‌رسان

نیست مجال گذر بر سر کویت، ز بس

ولولهٔ اهل عشق، دبدبهٔ حارسان

در دل بی‌دانشان مهر تو دانی که چیست؟

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

اوحدی مراغه‌ای
 

فیض کاشانی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷۲۱

 

نیست چو من واپسی در همه واپسان

چو نیست من بیکسی در همه بیکسان

واپسی من ببین بیکسی من ببین

همرهیت کرده پس پیشروان واپسان

هم تو دهی نعمت و هم تو تمامش کنی

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

فیض کاشانی
 

فیض کاشانی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷۲۲

 

گاه شود جلوه‌گر مهر رخش در کسان

صوفی از آن در هواش چرخ زند ذره سان

گفت نبی اطلبوا جاحتکم عندهم

قبله ما زانسبب گشت وجوه خسان

زاهد کی خیره سر منع کند از نظر

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

فیض کاشانی