گنجور

شعرهای با وزن «مفتعلن فاعلن مفتعلن فاعلن (منسرح مطوی مکشوف)» و حروف قافیهٔ «انکند»

 

بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴۲۰

 

لمعهٔ مهرش دمی کاینه تابان کند

شرم به چشم جهات سایهٔ مژگان‌ کند

گر به تغافل دهد جلوه عنان نگاه

خانهٔ صد آینه یک مژه وبران‌کند

حسن عرقناک او محرمی دل نخواست

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

بیدل دهلوی
 

ظهیر فاریابی » غزلیات » شمارهٔ ۵

 

گر گل رخسار تو عزم گلستان کند

گل به تماشای او روی به بستان کند

ور مه روی تو را ماه ببیند برش

تحفه ز دل آورد پیشکش از جان کند

نیست چو روی تو مه ورنه ز هر مه دو روز

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

ظهیر فاریابی