گنجور

حزین لاهیجی » قصاید » شمارهٔ ۱۵ - در مدح حضرت علی بن ابیطالب امیر مؤمنان

 

با همه سیلی که شسته روی زمین را

طرفه غباری ست چشم حادثه بین را

بار الم بی حد است و گرد کدورت

پشت فلک را ببین و روی زمین را

گوشهٔ امنی که هست وادی جهل است

[...]

حزین لاهیجی
 

ادیب الممالک » دیوان اشعار » قصاید » شمارهٔ ۱ - در برانگیختن ایرانیان و وطن پرستان بر ضد تقسیم ایران فرماید

 

چند کشی جور این سپهر کهن را

چند بکاهی روان و خواهی تن را

مرد چو رخت شرافت ندوخت بر اندام

باید پوشد به دوش خویش کفن را

سلسله اش چون بنات نعش گسستی

[...]

ادیب الممالک فراهانی
 

ادیب الممالک » دیوان اشعار » اضافات » شمارهٔ ۲۶

 

چند کشی جور این سپهر کهن را

چند بکاهی روان و خواهی تن را

مرد چو رخت شرف ندوخت بر اندام

باید پوشد بدوش خویش کفن را

ادیب الممالک فراهانی