گنجور

شهریار » گزیدهٔ غزلیات » غزل شمارهٔ ۷۹ - حراج عشق

 

چو بستی در بروی من به کوی صبر رو کردمچو درمانم نبخشیدی به درد خویش خو کردم
چرا رو در تو آرم من که خود را گم کنم در توبه خود باز آمدم نقش تو در خود جستجو کردم
خیالت ساده دل تر بود و با ما از تو یک رو ترمن اینها هر دو با آئینه […]


متن کامل شعر را ببینید ...

شهریار