گنجور

حکیم نزاری » غزلیات » شمارهٔ ۱۰۸۹

 

عجب سرّی‌ست مردان را درونِ سینه پوشیده
نه با کس گفته‌اند ایشان نه زایشان کس نیوشیده
کی از سر جوشِ رمزِ دیگ ایشان چاشنی یابد
کسی کو نیست در بود و نبودِ خویش جوشیده
کسی کز خود برون آید دگر از خویش ننماید
ز خویش آگه برون ناید که شد در خویش پوشیده
ز خود بینی نبینی جز عدم از خود […]


متن کامل شعر را ببینید ...

حکیم نزاری