گنجور

بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۰۱۶

 

حضور معنی‌ام‌ گم گشت تا دل بر صور بستم

مژه واکردم و بر عالم تحقیق در بستم

ز غفلت بایدم فرسنگها طی ‌کرد در منزل

که چون شمع‌ از ره پیچیده دستاری به سر بستم

به جیب ناله دارم حسرت دیدار طوماری

که هر جا چشم امیدی پرید این نامه بر بستم

ز خاک آن‌ کف پا بوسه‌ای می‌خواست مژگانم

سرشکی را […]


متن کامل شعر را ببینید ...

بیدل دهلوی