گنجور

بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۳

 

دوروزی فرصت آموزد درود مصطفا ما را

که پیش از مرگ در دنیا بیامرزد خدا ما را

درتن صحراکجا با خویش فتد اتفاق ما

که وهم بی‌سر وپایی برد از خود جدا ما را

به‌گردشخانهٔ چرخیم حیران دانهٔ چندی

غبارما مگربیرون برد زین‌آسیا ما را

اگر امروز دل با خاک را‌ه مرتضی جوشد

کند محشورفردا فضل حق با اصفیا ما را

به حرف […]


متن کامل شعر را ببینید ...

بیدل دهلوی