گنجور

اوحدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۳۱

 

بهار و باغ با ترکان گل رخسار خوش باشدشراب تلخ با خوبان شیرین کار خوش باشد
برون شهر، با یاران، شب مهتاب در صحراقدح در دست و مطرب مست و ساقی یار خوش باشد
میان باغ و طرف جوی و پای سرو و پیش گلطرب در جان و می در جام و گل بر بار خوش باشد
سماع […]


متن کامل شعر را ببینید ...

اوحدی