گنجور

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات (گزیدهٔ ناقص) » گزیدهٔ غزل ۴۶۹

 

برو جایی که من میدانم ای بادکه من آنجا دلی در بند دارم
مرا از صحبت جان شرم باداکه با جز تو چرا پیوند دارم؟


متن کامل شعر را ببینید ...

امیرخسرو دهلوی
 

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۱۲۸۳

 

ز هر موی تو دل در بند دارم
دلم خون گشت، پنهان چند دارم
به سوگند تو جان را بسته ام، وای
که چندش دل بر این سوگند دارم
غمت با خویشتن گویم همه شب
بدینسان خویش را خرسند دارم
برو جایی که من می دانم، ای باد
که من آنجا دلی در بند دارم
مرا از صحبت جان شرم بادا
که با جز […]


متن کامل شعر را ببینید ...

امیرخسرو دهلوی