گنجور

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات (گزیدهٔ ناقص) » گزیدهٔ غزل ۴۴۲

 

نگارا صحبت از اغیار بگسلگل خندان من ازخار بگسل
ندانم تا که گفت آن بی‌وفا راکه مهر از دوستان یک بار بگسل


متن کامل شعر را ببینید ...

امیرخسرو دهلوی
 

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۱۲۲۳

 

نگارا، صحبت از اغیار بگسل
گل خندان من، از خار بگسل
نخست از بند جان پیوند بگشای
پس آنگه دوستی از یار بگسل
ندانم تا که گفت آن بی وفا را
که مهر از دوستان یک بار بگسل
بزن مطرب ز رحمت راه عشاق
رگ جان و دل افگار بگسل
اگر سوده شود ز ابریشم چنگ
گلیم صوفیان را تار بگسل
چرا مینالی، ای بلبل، […]


متن کامل شعر را ببینید ...

امیرخسرو دهلوی