گنجور

بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۰

 

محبت بس که پر کرد از وفا جان و تن ما را

کند یوسف صدا گر بو کنی پیراهن ما را

چو صحرا مشرب ما ننگ وحشت برنمی‌تابد

نگه دارد خدا از تنگی چین دامن ما را

چنان مطلق عنان‌تاز است شمع ما ازین محفل

[...]

بیدل دهلوی
 

حزین لاهیجی » غزلیات » شمارهٔ ۱۱۸

 

مزار فیض بخش ماست گلگشت چمن ما را

رگ ابر بهاران است هر تار کفن ما را

به خاک آستانی آشنا گردید پیشانی

اگر غربت جدا افکند از خاک وطن ما را

مپرس از دل، کباب در نمک خوابانده ای دارم

[...]

حزین لاهیجی