گنجور

عطار » جوهرالذات » دفتر دوم » بخش ۴۶ - حکایت در وقت پیر گوید

 

همه گفتارها ما را از این راز

ابا تست و کنون کارم تو میساز

عطار
 

عطار » جوهرالذات » دفتر دوم » بخش ۴۶ - حکایت در وقت پیر گوید

 

ز هیلاجت کنم روشن عیان باز

به بینی جوهر انجام و آغاز

عطار
 

عطار » جوهرالذات » دفتر دوم » بخش ۴۷ - سؤال کردن در علم تفسیر فرماید رحمةاللّه

 

ز جان در جان جان این دم شد باز

کنون در عشقم اینجاگه سرافراز

عطار
 

عطار » جوهرالذات » دفتر دوم » بخش ۴۷ - سؤال کردن در علم تفسیر فرماید رحمةاللّه

 

نیندیشی دمی آخر از این راز

که خواهی رفت در سوی عَدَم باز

عطار
 

عطار » جوهرالذات » دفتر دوم » بخش ۴۷ - سؤال کردن در علم تفسیر فرماید رحمةاللّه

 

اگر مرد رهی خونخور در این راز

که تا دریابی این سرّ کتب باز

عطار
 

عطار » فتوت نامه

 

اگر خواهی شنیدن گوش کن باز

زمانی باش با ما محرم راز

عطار
 

عطار » فتوت نامه

 

بگویم با تو یک یک جملهٔ راز

که تا چشمت بدین معنی شود باز

عطار
 

عطار » فتوت نامه

 

مگو راز دلت با هر کسی باز

که در دنیا نیابی محرم راز

عطار
 

عطار » فتوت نامه

 

گر آید از درت سیلاب خون باز

بپوشانش درون پرده راز

عطار
 
 
۱
۵۰
۵۱
۵۲
sunny dark_mode