گنجور

سنایی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۱۵۹

 

زهی حسن و زهی عشق و زهی نور و زهی نار

زهی خط و زهی زلف و زهی مور و زهی مار

به نزدیک من از شق زهی شور و زهی شر

به درگاه تو از حسن زهی کار و زهی بار

به بالا و کمرگاه به زلفین و به مژگان

[...]

سنایی غزنوی
 

مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۰۳۴

 

مکن یار مکن یار مرو ای مه عیار

رخ فرخ خود را مپوشان به یکی بار

تو دریای الهی همه خلق چو ماهی

چو خشک آوری ای دوست بمیرند به ناچار

مگو با دل شیدا دگر وعده فردا

[...]

جلال الدین محمد مولوی