گنجور

رودکی » قصاید و قطعات » شمارهٔ ۷۷

 

بسا که مست در این خانه بودم وشادانچنان که جاه من افزون بد از امیر و ملوک
کنون همانم و خانه همان و شهر همانمرا نگویی کز چه شده‌ست شادی سوک؟


متن کامل شعر را ببینید ...

رودکی
 

ملک‌الشعرای بهار » غزلیات » شمارهٔ ۷۳

 

مکن تو با دل من بیش از این به جورسلوک
که ملک زیر و زبر می‌شود ز جور ملوک
لبت به نغمهٔ جان‌بخش چون مسیحا، جان
دهد به پیکر بی‌روح مردم مفلوک
وفا کنی بچشیم و جفا کنی بکشیم
به حکم آن که بتان مالکند و ما مملوک
کند قمر به رخت سجده‌؟ این بود معلوم
رسد به نور رخت زهره‌؟ این […]


متن کامل شعر را ببینید ...

ملک‌الشعرای بهار