گنجور

کمال‌الدین اسماعیل » قطعات » شمارهٔ ۱۱۴ - جواب نامهٔ صدر صفی الدّین یزدی

 

به من رسید مقالی که گر بکوه رسد
ز شوق و ذوق زجای نشست بر خیزد
معانیی ز ظروف حروف افزون تر
که گر از آن بچشد عقل هست برخیزد
اگر بصورت معنی نقاب دور کند
فغان ز طایفة بت پرست بر خیزد
دلی که یک سرانگشت ازین برو خوانی
برقص از سرجان یک بدست بریزد
به مغز هر که رسد شمّه یی […]


متن کامل شعر را ببینید ...

کمال‌الدین اسماعیل
 

حزین لاهیجی » غزلیات » شمارهٔ ۳۴۳

 

چو سنبل تو به طرف سمن فرو ریزد
دل شکسته اش از هر شکن فرو ریزد
به شیوه ای که ز گلبرگ تر چکد شبنم
نمک ز لعل تو شیرین سخن، فرو ربزد
نقاب زلف ز عارض اگر براندازی
صنم ز طاق دل برهمن فرو ریزد
خرام ناز تو ای شاخ گل، قیامت را
به خاک عاشق خونین کفن فرو ریزد
به سجده […]


متن کامل شعر را ببینید ...

حزین لاهیجی