گنجور

هاتف اصفهانی » دیوان اشعار » گزیدهٔ اشعار رشحه » از یک غزل

 

به یاد روی تو بر مه شبی نظر کردمنه اینکه رفتی و رو بر مه دگر کردم
ز دست هجر تو تا دیگری بسر نکندتمام خاک درت را ز گریه تر کردم


متن کامل شعر را ببینید ...

رشحه
 

حکیم نزاری » غزلیات » شمارهٔ ۸۲۳

 

شبِ فراق که بی رغبتی سفر کردم
نبود فایده هر چند من حذر کردم
به اختیار نکردم ز خدمتِ تو سفر
بلی ضرورتِ تکلیف بود اگر کردم
ز سوزِ سینه به هر منزلی که بگذشتم
به خونِ دل ز رهِ دیده خاک تر کردم
سزا بداد مرا گوش مال فرقت تو
به یک دو هفته که از خدمتت سفر کردم
دمی ز فکرِ […]


متن کامل شعر را ببینید ...

حکیم نزاری
 

قدسی مشهدی » غزلیات » شمارهٔ ۳۹۱

 

زبان گداختم و راز عشق سر کردم
فتیله را چو فکندم، چراغ برکردم
یکی‌ست چشم و قدم در رهش، وگرنه چرا
شکستم آبله پای و دیده تر کردم؟
غم ندامت مرغ چمن ز من پرسید
که عمر در سر افغان بی‌اثر کردم
به دل جفای تو چندان که بیشتر دیدم
به سینه مهر و وفای تو بیشتر کردم
نظر به روی گل و […]


متن کامل شعر را ببینید ...

قدسی مشهدی